تبليغاتX
طبیعت ، تاریخ ، فرهنگ و بختیاری

«جامعه بختیاری، نگهدار سنت‌های کهن تاریخی»

محمدرضا اسکندری
mreskandari@gmail.com

سال‌هاست که مردم بختیاری تلاش می‌کنند فرهنگ خود را زنده نگهدارند. آنان با برگزاری مراسم گوناگون، فزهنگ و زبان خود را پاس می‌دارند و به هویت خود رجوع می‌کنند.

در این باره با فرشید خدادادیان، استاد دانشگاه در رشته تاریخ و رئیس کمیسیون پژوهش‌های تاریخی کانون آینده‌نگری تهران گفت و گو کرده‌ام.

آقای خدادادیان چندین سال است که مردم و فرهنگ‌دوستان بختیاری برخلاف گذشته که وقتی کسی در شهرهای بزرگ می‌خواست با همشهری خود بختیاری حرف بزند دچار خود کم‌بینی می‌شد‌؛ حال نه نتها به لر بختیاری بودن خود افتخار می‌کنند بلکه در سراسر ایران در رابطه با رسیدن به هویت خویش تلاش می‌کنند. چه اتفاقی باعث این هویت‌طلبی مردم بختیاری شده است؟

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/ باز جوید روزگار وصل خویش‌. هویت‌خواهی و پیشینه‌انگاری البته برای بیشتر اقوام وجود دارد و مختص به این قوم و این زمانه خاص نیست. البته باید به این نکته ظریف توجه داشته باشیم که احساس ناخوشایند و به تعبیر شما خود‌کم‌بینی که برای برخی از بختیاری‌ها در زمان استفاده از لهجه و گویش خود به وجود می‌آمده است مختص به تمامی آن‌ها نبوده و بلکه آن دسته از ایشان که در مناطق قشلاقی و در شرکت شهر‌های صنعتی مستقر بوده‌‌اند چنین احساسی می‌توانسته‌اند داشته باشند.

اگر می‌بینیم که یک آذری‌زبان همواره به زبان آذری تکلم می‌کند یا یک بلوچ و هر فردی از هر قومیت‌های دیگر ایرانی چنین خصوصیتی دارد و در هر کجا باشد بدان وفادار است‌؛ از این منظر هم قابل بررسی است که اصولاً چنین اقوامی شرایطی همچون بختیاری‌ها آن‌هم در مناطق جنوب غرب ایران نداشته‌اند.

گستره وسیع خدمات صنعتی و زندگی شبهه مدرنی که آنان در مناطق قشلاقی خود که تبدیل به مناطق نفتی ایران شده بودند و مبحث آموزش و زندگی شهرنشینی که به تدریج وارد زندگی آنان شد شرایطی را فراهم نمود که یک بختیاری ساکن مسجد سلیمان بدون این‌که بخواهد، با هم‌تباران ساکن چهار محال بختیاری خود (مناطق ییلاقی اقوام بختیاری) متفاوت شده بود و طبیعی است که نسل بعد از آن به این تفاوت مفتخر بود و چیزهایی داشت که هم‌نسلانش در دیگر مناطق بختیاری نداشتند‌!

شادی چنین بود که پرهیز از گویش بختیاری برای نشان دادن شهر‌نشین و مدرن بودن فرد نسبت به هم‌تباران روستایی و عشایر منجر به چنین پدیده‌ای شد. کما این‌که همان فرد که در جمع از به کار بردن گویش خود پرهیز می‌کرد در خلوت خانه به راحتی بختیاری صحبت می‌کرد و موسیقی بختیاری گوش می‌داد و حتی لباس بختیاری می‌پوشد.


مراسم شاهنامه‌خوانی بختياری در روستای سی‌میلی

اگر این‌گونه است دلیل ترویج دوباره استفاده از گویش بختیاری در زمان حاضر چیست؟

باید از خود بپرسیم در چه شرایطی فرد به پیشینه خود باز می‌گردد؟! فکر می‌کنم دو دلیل اصلی می‌تواند داشته باشد. نخست این‌که احساس کند هویت و نژاد‌ش مورد ستم واقع شده و در چنین شرایطی با اصرار بر هویت خود به نوعی رفلکس اجتماعی به قضیه نشان می‌دهد‌.

دلیل دیگر می‌تواند احساس بی‌هویتی و غرق شدن در جامعه پیرامونش باشد که ناشی از گسترش ارتباطات است. امروزه وقتی من با دوستان بختیاری‌ام که بر استفاده از گویش خود اصرار دارند صحبت می‌کنم؛ عموماً از این دو نکته رنج می‌برند و تلاش می‌کنند با نوعی رنسانس و نوزایی فرهنگی خود به حقوقشان برسند.

البته باید بدانیم که تمامی این تلاش‌ها در راستای منافع ملی است و هیچ‌گونه منافاتی با حفظ استقلال کشور نیز ندارد. زیرا بختیاری‌ها در کنار دیگر اقوام اصیل ایرانی خود را مالکان واقعی ایران می‌دانند و همواره در راه دفاع از آن تلاش نموده‌اند.

در عین حال بختیاری‌ها با زبان رسمی کشور نیز مشکلی ندارند و اتفاقاً از منحصر به فرد‌ترین اقوامی هستند که فارسی را به صورت کامل و بدون لهجه تکلم می‌کنند و اگر با آنان هم‌کلام شوید امکان ندارد تا خودشان نگویند و تنها از روی لهجه به قومیتشان پی ببرید.

می‌توانید به طور خلاصه در رابطه با مراسم مختلف جامعه بختیاری ایران در ایام پایانی سال ۱۳۸۷ و نوروز ۱۳۸۸ برایمان توضیح دهید که این مراسم در کجا و به چه مناسبتی بوده است؟

انجمن‌ها‌؛ تشکل‌ها و افراد مختلف هر کدام به نوعی مراسم و برنامه‌های خود را داشته‌اند. از جمله شب شعر بختیاری که در اصفهان برگزار گردیده است‌. مراسم آخرین پنج‌شنبه سال و روز موسوم به «الفه» که در آرامگاه تکیه میر تخت فولاد اصفهان و بر آرامگاه رجال بختیاری مشروطه همچون سردار اسعد به انجام رسید.

مراسم سنتی شاهنامه‌خوانی در روستای سی‌میلی در حومه مسجد سلیمان در نخستین روزهای بهار سال جاری و همچنین همایش نخبگان مسجد سلیمان که در این شهر بر‌گزار گردید برخی از این اتفاقات فرهنگی هستند.


شب شعر بختیاری

گردانندگان این حرکت‌های فرهنگی چه کسانی هستند و مردم بختیاری با این مراسم چگونه برخورد می‌‌کنند؟

شب شعر بختیاری توسط انجمن شعر داراب افسر بختیاری متشکل از شاعران سرشناس این قوم و به میزبانی شاعر معاصر بختیاری قهرمان محمدی برگزار شده بود. حضور شاعر ملی ایران استاد ادیب برومند در این مراسم از نکات برجسته آن بود که آقای محمد‌ی در وبلاگ خود گزارش کامل این جلسه را منتشر کرده‌اند.

مراسم تکیه میر به صورت خودجوش برگزار گردید و یک انجمن متشکل از دوستان بختیاری به نام «آسماری» ملبس به لباس بختیاری و به همراه نوای حزن‌انگیز ساز محلی بختیاری که مخصوص سوگ نواخته می‌شود در آرامگاه سران بختیاری در تکیه میر تخت فولاد اصفهان حاضر شده و در این مراسم چند تن از فرهیختگان بختیاری نیز به ایراد سخنرانی پرداختند.

مراسم شاهنامنه‌خوانی مدت‌هاست که در روستای سی‌میلی در حدفاصل شهر‌های مسجد سلیمان و هفتکل برگزار می‌شود و رسمی محلی است که در بین بختیاری‌ها رواج داشته اما در این روستا کماکان برجای مانده است و همه ساله در نخستین روزهای بهار و با حضور گسترده مردم از مناطق مختلف برگزار می‌شود.

در کنار این برنامه‌های فرهنگی خودجوش و مردمی اداره ارشاد اسلامی شهرستان مسجد سلیمان نیز در نخستین روزهای سال جاری همایش نخبگان این شهر را برگزار نمود و مسئولان شهر را به پای صحبت‌های این نخبگان نشاند. برنامه‌های فرهنگی دیگری نیز البته در مناطق مختلف بختیاری‌نشین برگزار شده‌اند که اشاره به تمامی آن‌ها در این وقت محدود امکان‌پذیر نمی‌باشد.

شاهنامه‌خوانی چه نقشی در فرهنگ بختیاری داشته است؟

شاهنامه و اسطوره‌سرایی در جان و روح بختیاری‌ها عجین است و آنان در سیاه چادر‌های خود در کنار قرآن همواره شاهنامه را نیز به همراه دارند. ساختار زندگی عشایری به گونه‌ای است که اوقات فراغت و استراحت و محفل‌ها نیاز به خواندن شاهنامه و گوش سپردن بدان را برای بختیاری‌ها مرسوم نموده است.

ضمن این‌که آنان در شاهنامه پیشینه دلباوری و شجاعت و جنگاوری و در عین حال صداقت و راست‌کرداری خود را می‌‌جویند. استفاده از نام‌ها و اسامی شاهنامه‌ای بسیار در بین ایشان مرسوم است و رسم شاهنامه‌خوانی در سوم نوروز نیز ریشه در همین اعتقاد و توجه دارد. رسمی که تصور می‌کنم پتانسیل ثبت در میراث ملی ایران و در نگاه کلان‌تر در سطح جهان را دارا می‌باشد.

در صد سال اخیر در تمام عرصه‌ها، جامعه بختیاری چه نخبگانی را داشته که در خدمت تحولات اجتماعی، سیاسی و علمی بوده‌اند؟

در عرصه سیاسی مشخصاً می‌توان به حضور بختیاری‌ها در جریان فتح تهران در انقلاب مشروطه اشاره نمود که بختیاری‌ها به فرماندهی سران خود توانستند در فتح تهران و تثبیت نظام مشروطه موثر باشند.

در سطح اقتصادی، علمی، اجتماعی و ورزشی نیز بختیاری‌ها در کنار سایر ایرانیان دارای افراد نخبه و تأثیر‌گذاری در زمینه‌های مختلف بوده‌اند و جمعیت دانشگاهی فعلی جامعه بختیاری نیز بیانگر تداوم نخبه‌پروری در این قوم می‌باشد.


مراسم شاهنامه‌خوانی بختياری در روستای سی‌میلی

نقش مردم بختیاری در قدرت سیاسی در حال حاضر کم‌رنگ‌‌ترین نقش است، آینده مردم بختیاری و نجبگان را در آینده چگونه ارزیابی می‌کنید؟

باید منظورمان را از قدرت سیاسی و کم‌‌رنگ بودن یا پر رنگ بودن آن مشخص نماییم‌! اگر به جامعه مدنی و جمهوریت معتقد باشیم مطمئناً به تفاوت‌های آن با یک نظام ملوک الطوایفی و تیول‌داری آگاهی کامل خواهیم داشت.

باید توجه داشته باشیم که قدرت سیاسی در نظام‌های گوناگون دارای تعاریف گوناگون است، اگر منظور از قدرت سیاسی وجود افرادی از جامعه بختیاری در ارکان قدرت است آنگاه این دغدغه پیش می‌آید که یک فرد بختیاری چقدر به آرمان‌های فرهنگی و پیشینه خود وفادار است؟ و اصولاً چقدر خود را متعهد به قوم خود می‌داند‌؟!

بدیهی است بسته به نظر شخصی آن فرد ـ فارغ از درست یا غلط بودن چنین نظری ـ قدرت سیاسی را که این‌گونه تعریف کرده‌ایم دست‌خوش نوسان خواهد بود. اما من اعتقاد دارم برای داشتن قدرت مدنی در مجموع که قدرت سیاسی نیز بخشی از آن است‌؛ مبارزه با جهل و گسترش آگاهی بزرگ‌ترین عامل تأثیر‌گذار است.

ایجاد روحیه پرسش‌گری و ایجاد آگاهی از حقوق مدنی برای افراد مختلف در هر قوم و دسته و کشوری باعث می‌شود آن افراد حقوق خود را بشناسند و برای رسیدن به این حقوق البته به وظایف خود نیز متعهد باشند.

نخبگان و فعالان فرهنگی و دانشگاهی بختیاری اگر بتوانند این روحیه را در مجموعه خود ارتقاء ببخشند فردای روشن قوم خود را ساخته‌اند. باید آموزش گرفت و آموزش داد و افراد جامعه را به حقوق و وظایف خود آگاه نمود و نتیجه آگاهی رفاه؛ آسایش و افزایش قدرت فرد در تمامی زمینه‌های زندگی مدنی است‌.

منبع: http://www.zamaaneh.com

وبلاگ فرشید خدادایان

+ نوشته شده در سه شنبه 18 فروردین1388ساعت توسط بختیار |


منبع :http://jaydari.blogfa.com

 

چندي قبل از سوي شهرداري پاريس، در يکي از موزههاي شهرداري اين شهر واقع در منطقه‌ي هشت، مفرغهاي لرستان که از موزههاي لوور فرانسه، انگلستان، سوئيس و مجموعههاي شخصي گردآوري شده است، از چهاردهم اسفند 1386 تا سوم امرداد 1387 براي عموم به نمايش گذاشته است.

نام موزه‌ي نمايش اين مفرغ‌ها «سرنوشي» cernuschi است. به گفته‌ي استاد حميد ايزدپناه، پوسترهاي رنگي به ابعاد ۲ در ۳ متر در نقاط مختلف پاريس و بخصوص متروي شهر كه از پر رفت و آمدترين نقاط است، نصب شده است و تبليغات زيادي در اين زمينه از سوي شهرداري پاريس صورت پذيرفته است. نرخ بليط براي هر نفر هفت و نيم يورو بوده و ساعت بازديد از ۱۰ صبح تا ۶ عصر می‌باشد. همچنين کتابي هم از اين آثار چاپ شده و به فروش ميرسد.

 

 

 

نكته‌ي حائز اهميت عدم اطلاع جهانيان از وجود بنايي بي‌نظير چون قلعه‌ي فلك‌الافلاك در خرم‌آباد و ايران مي‌باشد!  

تصويري از پوستر تبليغاتي اين موزه در متروي پاريس:

 

 

 

تصویری از درب ورودي موزه‌ي سرنوشي كه نام لرستان بر آن‌ خودنمايي مي‌كند:

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت توسط بختیار |


شوش (سوزا) شهری باستانی واقع در یکصد و پنجاه کیلومتری شرق رود دجله در استان خوزستان از دوران امپراتوری ایلامیان، پارسها، و پارتها است.علاوه بر یک شهر باستانی، به سبب اخلاص مسلمانان شیعه و یهودیان ایران به حضرت دانیال، شوش یک دهکدهٔ مسکونی است.

شوش یکی از قدیمیترین سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقه است، احتمالاً به سال ۴۰۰۰ پیش از میلاد پایه گذاری شده، با وجود اینکه نخستین آثار یک دهکدهٔ مسکونی در آن مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد هستند.

شهر باستانی شوش روزگاری مرکز برخورد دو تمدن مهم بوده، که هریک به سهم خود در دیگری تأثیر داشته است، یکی تمدن جلگه میانرودان ودیگری تمدن خود فلات ایران. قرار گرفتن این منطقه در شمال خلیج فارس و نیز همسایگی با میانرودان در پیدایش این وضع ویژه تأثیر بسیاری داشته است.

شوش در دوره هخامنشیان شکوه گذشته خویش را باز یافته وچهار راه شرق وغرب گردید. با توجه به اهمیت و موقعیت جغرافیایی و سیاسی خاص شوش بود که راههای بسیاری و به ویژه راه بزرگ موسوم به «راه شاهی» ارتباط این شهر را به نقاط گوناگون جهان برقرار کرد.

جاده شاهی که در دوره هخامنشیان و به دستور داریوش بزرگ ساخته شد، شهر شوش، پایتخت سیاسی دولت هخامنشیان را به پاسارگاد، تخت جمشید و دیگر شهرهای امپراتوری، از جمله شهر نامی سارد پایتخت کشور لیدی پیوند می‌‌داد.

می‌توان گفت اداره سرزمین پهناور ایران وحفظ امنیت آن و انتقال سریع یگان‌های نظامی و گسترش بازرگانی و ترابری و تسهیل در امر مسافرت از مهم‌ترین عوامل ساخت و گسترش شبکه راه‌ها در این دوره بوده است .

از سوی دیگر ایجاد راهها و برقراری امنیت و تسهیل و بازرگانی، خود موجب پیوند و آشنایی ملتهای گوناگون گردید که این امر مایه انتقال فرهنگ‌ها و باورهای گونه‌گون گردید وبسیاری از نظرات فلسفی و باورهای دینی از این راه میان ملتها مبادله شد. بر طبق تاریخ فتح الفتوح و همچنین تاریخ طبری ، اعراب به هنگام فتح شهر شوش بیشتر از 30 هزار نفر را به قتل رساندند و تعداد 20 هزار گاو - اسب ،زن و دختر را به غنیمت بردند این شهر تا قرنها بعد از رونق افتاد.

امروزه شهر شوش در شمال استان خوزستان از یادمان‌های تاریخی کهن؛ دیگر آن شکوه و اهمیت دیرین خود را دارا نیست. نامهایی مانند سوس - شوشا- سوسه - سویس و سویز که در بعضی مناطق شمال آفریقا وجود دارد نیز مرتبط با نام شهر شوش است مهاجران ایرانی و عرب که از این منطقه به شمال آفریقا مهاجرت کرده اند این نامها را در دوره اسلامی رایج نموده اند شهر شوش در دوره قبل از اسلام شهرت بین النبرد خونین آشور بانیپال بر ضد شوش در این نقش برجسته ثبت گردیده است، که غارت شهر شوش را در ۶۴۷ پیش از میلاد نشان می‌دهد. در اینجا آتش از شهر زبانه میکشد، در حالی که سربازان آشوری شهر را با کلنگ و دیلم واژگون می‌کنند و غنایم را به خارج از شهر حمل می‌کننمللی داشته و به همان اندازه شهرت داشته که بابلیون ، کلده ، لیدی ، نیل و لیبیه و ..

تصویر روبرو نقش برجسته ی آشوری است که نبرد خونین آشور بانیپال را با شهر شوش در ۶۴۷ پیش از میلاد نشان می دهند . در این تصویر آتش از شهر زبانه می کشد و سربازان آشوری شهر را ویران می کنند و غنایم را با خود می برند .

+ نوشته شده در سه شنبه 1 آبان1386ساعت توسط بختیار |


تاريخ بختياري در قرن چهاردهم ميلادي به دورهً زمامداري 200 ساله خوانين دورکي بر مي گردد. هيچ تاريخ نگار حيات اجتماعي اقوام ايراني  نمي تواند اهميت ايل بختياري و انسجام و پيوستگي سياسي، اقتصادي و اجتماعي آنها را ناديده گيرد. ( به نقل از: خوانين و شاهان، فيلم مستند تحليلي دربارهً بختياريها، ساخته آر. گارت وايت ). آنچه در پي مي آيد بر گفته از کتاب " مورگان شوستر " است که از بختياريها به عنوان مردماني که براي احياء مشروطيت جنگيدند ياد مي کند:  برروی ادامه مطلب کلیک کنید  .


لینک ثابت
+ نوشته شده در جمعه 15 اردیبهشت1385ساعت توسط بختیار |


 

درباره خاستگاه بختياري ها، بطور کلي دو نظريه وجود دارد. جمعي از پژوهشگران و مردم شناسان آنان را ايراني الاصل مي دانند. زبان و برخي از عادات و رسوم، برهان اصلي آن دسته را تشکيل مي دهد. از آن جمله " لوريمر " يکي از مستشرقين دربارهً زبان و لهجه بختـياريها به پژوهش پرداختـه است. براساس مشخصات جسمي و روحي و عادات، آنها را ايراني الاصل مي داند و معـتـقـد است که پناهگاه کوهـستاني آنها، از حملهً اعراب مصونشان داشته است. ايرج افشار نيز چـنيـين نـتـيجه اي گرفته و افزوده است : " لباس زنان بخـتـياري شباهت زيادي به لباس زنان زرتـشـتي دورهً ساساني دارد و زبان بخـتـياريان به زبان پهلوي زمان ساسانـيان نزديک است  و  از واژه هاي عمومي ترکي و عربي  بهره نمي گيرند. "


لینک ثابت
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت توسط بختیار |