منبع:رادیو زمانه / مینو صابری
قرار بود روز شنبهی گذشته با برگزاری جلسهای در دانشگاه صنعتی اصفهان دکتر محمدعلی دادخواه، فعال فرهنگی و وکیل پرونده متروی اصفهان با دکتر سقائیاننژاد، شهردار اصفهان در یک مناظره رو در رو پیرامون بررسی مدیریت شهری اصفهان و مسأله عبور غیرقانونی قطار شهری از چهارباغ عباسی بپردازند.
اما علیرغم حضور دکتر دادخواه در این جلسه، دکتر سقائیان، شهردار اصفهان از حضور در این نشست خودداری کرد و موجب برهم زدن جلسه شد.
در این باره با دکتر محمدعلی دادخواه گفت و گو کردهام.
از شما درخواست میکنم پیرامون جلسهای که قرار بود با شهردار اصفهان داشته باشید و چگونگی بر هم زدن این جلسه توضیحاتی بفرمایید.
با عنایت به دعوتی که انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی از من کرده بود و شهردار اصفهان نیز پذیرفته بود، قرار بود طی جلسهای، بایدها و نبایدهای یک پروژهی ملی و طرحی که هدف آن تأمین منافع شهروندان است و باید در آن رعایت موازین و اصول حفظ میراث فرهنگی در یک شهر تاریخی بشود، برگزار شود.

دکتر محمدعلی دادخواه، وکیل پروژه مترو اصفهان
بر این مبادی هم آقای شهردار پذیرفته بودند و هم من قبول کرده بودم که در یک مناظرهی رو در رو، با عنایت به اینکه قبلاً دادگستری اصفهان در این زمینه اتخاذ کرده بود که مترو از مسیر چهارباغ نباید عبور کند به گفت و گو بنشینیم.
متأسفانه دستاندرکاران مترو و مدیریت شهری، علیرغم این دستور صریح دادگستری، مبادرت به ادامهی راه کردند و مسیری را که از نظر قضایی نباید عبور کنند، عبور کردند.
بحث ما این بود که تکلیف دادستان اصفهان است که متخلفین را تعقیب کند و آنها را در یک دادگاه علنی محاکمه کند، اما هیچکدام از اینها انجام نشد.
فکر میکردیم در یک نشست منطقی که قاعدتاً باید در محیط دانشگاهی به آن دل ببندیم، این مسایل مورد بحث و بررسی و تجزیه و تحلیل علمی قرار خواهد گرفت.

دکتر سقائیان، شهردار اصفهان
بر این مبادی ما به اصفهان رفتیم و در دانشگاه صنعتی حاضر شدم، اما متأسفانه آقای شهردار از حضور در جلسه امتناع کردند، گویا تحمل گفت و گو با من را نداشتند. بعداً هم از ناحیهی مدیریت دانشگاه اعلام شد اصولاً این جلسه لغو است و تعبیر و تائیدی در برگزاری آن ندادند.
قاعدتاً نباید در یک محیط علمی از گفت و گو اهتراز کنند چون مبادی پیشرفت، توسعه و بینایی دانشجو، همین جلسات بحث و بررسی و نقد علمی است. امیدوارم این جلسه مجدداً تکرار شود و از تکرار این نحو جلوگیریها خودداری شود.

پروژه مترو اصفهان
پروژه مترو تا چه مرحلهای پیش رفته است؟
متأسفانه تا آنجا که ما اطلاع داریم به نزدیکی سی و سه پل رسیدهاند، یعنی یک فاجعه در حال تکوین و انفجار است.
امیدواریم این راه مسدود شود و از راهی که قبلاً تعیین شده بود یعنی خیابان شمسآبادی عبور کند تا اولاً میراث فرهنگی که برتر از مترو است و افتخار میراث بشریت است حفظ شود و ثانیاً قانونگریزان و منطقستیزان فکر نکنند میتوانند علیرغم منافع ملی، به اهداف خودشان جامهی عمل بپوشانند.
باید به این نکته توجه کرد که ایران یک سرزمین تاریخی است. اگر کسانی که مدیریت شهری را بر عهده دارند، به این موارد توجه نکنند، پاسداری کدام فرهنگ، کدام معنویت، کدام مدنیت را بر عهده دارند؟
مثلاینکه اینها حتی به سرزمین خودشان آشنایی ندارند و کسی که کاری را که آشنایی به آن ندارد انجام دهد باید از آن کار کنار برود.
بر اساس اطلاع شوراي عالي ترافيک در سال 1381 و 1385 متعاقب کار کارشناسي، حکم به عدم عبور مترو از خيابان چهار باغ عباسي داده و در يک مورد نيز شعبه پنج دادگستري اصفهان دستور توقيف عبور مترو را در پي اعتراض مردم صادر کرده است
با وجود اعتراضهاي پيدرپي مقامات يونسکو و صدور دستورتعطيل و توقف عمليات ساخت مترو درچهار باغ اصفهان از طرف قوه قضائيه، اما در عين حال تاکنون شهرداري و شرکت قطار شهري به اين دستور توجه نکردهاند و کار غيرقانوني خود را ادامه ميدهند تا آنجاکه سازمان تربيتي،علمي و فرهنگي سازمان ملل متحد ( يونسکو) درهشداري مجدد، با جديت خواستار توقف پروژه عبور مترو از محوطه چهارباغ اصفهان شد. به گزارش "ايلنا" به تازگي مقامات يونسکو براي چندمين بار خواستارتوقف عبور مترو از چهار باغ اصفهان شدهاند.
فعالان سازمان تربيتي،علمي و فرهنگي سازمان ملل متحد اگر چه معتقدند که نميتوان با الزامات توسعه شهري و طرحها و برنامههاي توسعه مخالف بود، در عين حال با اجراي اين پروژه به شدت مخالف اند "نبايد اين طرح ها و برنامه ها مصاديق بارز هويت فرهنگي از جمله ميراث فرهنگي را به مخاطره بياندازد. زيرا سازگاري و انطباق برنامههاي توسعه با حفاظت پايدار ميراث فرهنگي ضروري است".اما براساس آخرين اخباري که وکيل شکايت پرونده "عبور مترو اصفهان از چهار باغ عباسي" دراختيار خبرنگار"ايلنا" قرارداده است با وجود اين که دستور تعطيل و توقف عمليات ساخت مترو از طرف قوه قضائيه صادر شده است اما شهرداري و شرکت قطار شهري به اين دستور تاکنون توجه نکردهاند و کار غيرقانوني خود را ادامه ميدهند.
محمدعلي دادخواه، وکيل شکايت اين پرونده درپانزده ديماه گفت: به استناد ماده 42 قانون آيين دادرسي کيفري کساني که دستور قضايي را ناديده بگيرند، بايد از پست خود منفصل شوند و ما تقاضاي تعقيب متخلفان را از مرجع قضايي درخواست کردهايم.وي با بيان اينکه متاسفانه تاکنون اقدام موثري در جهت تعقيب قانون گريزان به عمل نيامده است،اظهاراميدواري کرد که پرونده با رعايت قانون و تعقيب متخلفان در مراجع داخلي به نحو شايسته با عدم عبور مترو از چهار باغ عباسي خاتمه يابد تا همانند برج جهاننما مساله در سازمانهاي بينالمللي حافظ ميراث فرهنگي مطرح شود.
اما با اين حال به نظر ميرسد مسوولان سازمان ميراث فرهنگي اصفهان تلاش کافي براي رسيدگي به اين موضوع را نميکنند چراکه معاون ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي اصفهان تنها به بيان اين مطلب اکتفا ميکند که مقامات رده بالاي سازمان در حال بررسي موضوع هستند "مساله چهار باغ اصفهان از تصميمگيري استاني خارج شده و در حال حاضر مذاکراتي بين مديران ارشد استان، استاندار و سازمان ميراث فرهنگي براي تصميم گيري نهايي در حال انجام است".
مهرداد کيهانفر معاون سازمان ميراثي فرهنگي اصفهان پس ازاين اظهارات در پاسخ به اين سوال که آيا در حال حاضرعمليات ساخت مترو متوقف شده يا خير،ميگويد: سازمان درخواست کرده بود که متوقف شود اما در حال حاضر اطلاع درستي از اين موضوع نداريم ودر پيگيريهاي صورت گرفته ، مسوولان مترو به ما گفتهاند کار را متوقف کردهايم.با وجودي که در چند سال اخير موضوع عبورمترو ازچهار باغ عباسي اصفهان يکي از جنجال برانگيزترين مسايل ميراث فرهنگي بوده است، اما به نظر ميرسد مسوولان مترو اصفهان بدون توجه به اين موضوع پروژه خود را ادامه ميدهند و حتي حاضر نشدهاند توضيحاتي را در اين مورد در اختيار خبرنگار "ايلنا" قرار دهند.
با تمام اين اوصاف و درحالي که تاکنون به اندازه کافي کارشناسان در مورد تبعات عبور مترو از چهار باغ عباسي اصفهان هشداردادند بار ديگر سازمان يونسکو تاکيد ميکند: از آن جا که چهار باغ عباسي از زيباترين و قديميترين محورهاي تاريخي ايران و از جاذبههاي اصلي گردشگري اصفهان است، بنابراين ايجاد مترو چه درکوتاه مدت و يا بلند مدت ميتواند آسيبهاي جدي به محوطههاي تاريخي اطراف آن وارد سازد، پس عبور آن را بايد مانع شد.
به اعتقاد کارشناسان يونسکو مسيرهاي بهتري از سوي کارشناسان پيشنهاد شده است که ميتواند مشکل ترافيک اصفهان را حل کند.يونسکو همچنين تسريع در ثبت محور تاريخي-فرهنگي اصفهان در فهرست ميراث جهاني يونسکو را تضميني براي حفظ کليت اين شهر تاريخي ميداند. ميدان نقش جهان اصفهان تنها محوطهي تاريخي ثبت شده اين شهر درفهرست ميراث جهاني يونسکو است و کارشناسان مرکز ميراث فرهنگي يونسکو از مدت ها پيش توصيه کردهاند که محور تاريخي- فرهنگي اصفهان که حدود 120 محوطه تاريخي از جمله چهار باغ عباسي- مدرسه علميه چهار باغ- سي و سه پل را شامل ميشود، در فهرست اين مرکز ثبت شود.
بر اساس اطلاع شوراي عالي ترافيک در سال 1381 و 1385 متعاقب کار کارشناسي، حکم به عدم عبور مترو از خيابان چهار باغ عباسي داده و در يک مورد نيز شعبه پنج دادگستري اصفهان دستور توقيف عبور مترو را در پي اعتراض مردم صادر کرده است. کارشناسان ميراث فرهنگي معتقدند اگر چه وجود مترو در اصفهان به حمل و نقل عمومي کمک ميکند و با خود اعتبار به همراه ميآورد ، اما اين سوال باقي است که آيا عبور مترو از زير چهار باغ عباسي آنقدر ضروري است که با اين عمل صدمات جبران ناپذيري به يکي از با ارزشترين ميراث فرهنگي کشور وارد شود؟
فیلم علف یکی از جذاب ترین و پر سر و صدا ترین فیلم هایی است که در مورد مردمان ایران و بختیاری ها ساخته شده ، قصد قضاوت در مورد فیلمی را نداریم که ساختش به سالیان دور بر می گردد فقط اگر علف را ندیده اید حتما ببینید که واقعا ارزشش را دارد .
برای مشاهده فیلم اینجا کلیک کنید:
http://homeyra.wordpress.com/2008/06/22/1925/
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
فیلم عَلَف (به انگلیسی: Grass: A Nation's Battle for Life، به معنی: علف: نبرد یک ملت برای زندگی) یک فیلم صامت سیاهسفید محصول ۱۹۲۵ (۱۳۰۴) آمریکا و از نخستین فیلمهای مردمنگارانه معروف است.
کارگردان این فیلم مریان سی کوپر است. در این فیلم، شاهد کوچ طایفه بامدی از عشایر بختیاری هستیم که از گذرگاههای سختگذر میگذرد تا از سردسیر، برای دستیابی به چراگاه به گرمسیر برود. کوپر در این سفر شیفته ودلسپرده بختیاری گردید واین علاقه ودلبستگی را در جای جای کتاب علف انعکاس یافته است
حیدرخان و فرزند ۹ سالهاش، لطفعلی که لطفی نامیده میشود به همراه ۵۰ هزار زن و مرد و کودک به همراه نیم میلیون بز ، اسب ، گوسفند و شتر از رودخانههای یخبسته و کوههای پوشیده از برف عبور میکنند.
عبور افراد ایل و گذراندن گله ها از رودخانه یخبسته، یکی از جذابترین صحنههای فیلم است. این فیلم بدون هیچ پژوهش مردمشناسانهای تهیه شده است. سخن معروفی درباره این فیلم وجود دارد که سازندگان آن حتی نمیدانستند از کوچی فیلم میسازند که هرساله و بصورت متناوب صورت میپذیرد. شهابالدین عادل معتقد است همین عدم اشراف بر موضوع پژوهشیای که در علف مطرح است، در سایر فیلمهای مردمشناختی درباره ایلات ایران که بعدها ساخته شد نیز مشهود است .آنچنانکه در ابتدای فیلم، تصویر نامهای ظاهر میشود از امیر جنگ ایل بختیاری که ماژور رابرت ایمبری، کنسولیار امریکا نیز آنرا تأیید کرده است. متن این تأییده بدین قرار است: مریان سی کوپر ، ارنست شودساک و مارگرت هریسون اول مسافری هستند که از زردکوه بختیاری عبور کردهاند و اول اشخاصی میباشند که چهل و شش روز در این راه همراه ایل بختیاری مسافرت نمودهاند. از چونگاری الی دره چهارمحال بختیاری. موفقیت و استقبال جهانی از علف، کوپر را بر آن داشت که فیلم دیگری درباره بختیاریها بسازد. اینبار اما دستیارش را برای این مقصود فرستاد. چند روزی فیلمبرداری انجام شد، اما نهایتا نیمهکاره ماند. ظاهراً آنها این بار قصد داشتند تا مرکز توجهشان را به یک خانواده متمرکز کنند. چیزی که موافق به انجام آن نشدند فیلم علف به سبب حس همدلیاش با مردم ایل و شخص حیدرخان و ناهمخوانیاش با سیاستهای رضاشاه که مسأله خلع سلاح قبایل و عشایر را پیگیرانه دنبال میکرد، در آن سالها در ایران اجازه نمایش نگرفت و ۴۲ سال بعد، در سال ۱۳۴۶ در فیلمخانه ملی ایران به نمایش در آمد. هنوز نام آن این فیلم جزو فیلمهای مطرح مستند و مردمنگارانه است.
در همین مورد: کتاب علف یا طبیعت بختیاری
مدت دوسالی بود که این وبلاگ یا تعطیل بود یا منتقل می شد یا به روز نمی شد یا ... . خلاصه متاسفانه این وبلاگ توی این دو سال دست به دست می شد میان چندتا از دوستان خوب که زحمت می کشیدند تا کرکره ی اینجا پایین نیاید همین چیز ها هم البته باعث چند تا دردسر شد که خوشبختانه رفع شد و می شه دوباره وبلاگ را رسوند به اون اول ها .
یکی از مشکلاتی که پیش اومد مربوطه به مطلبی در مورد بهرام حیدری و ظاهرا ما این مطلب را از وبلاگ سد(یا صد) داستان کش رفته بودیم که گویا اسباب رنجش و کدورت خاطر نویسنده وبلاگ جناب شهرام گراوندی را فراهم کرده بود. توی این مدت به خاطر مشکلاتی که بوجود آمده بود اکثر مطالب وبلاگ از این و آن ور کپی می شد و البته همه (یا اکثر موارد) ارجاع داده می شد به منبع اصلی اما این لینک به مطلب اصلی متاسفانه در مورد همان مطلب بالا سهوا رعایت نشده بود .
دوست عزیز و روزنامه نگار گرامی شهرام گراوندی که البته من متاسفانه افتخار آشنایی با ایشان را ندارم به این مطلب برخورد کردند و البته مثل هر صاحب نوشته از این که مطلبشان را کسی کش رفته باشد ناراحت شدند ( مثل اینکه حتی عکس مطلب هم از آرشیو شخصیشان بوده و از این بابت خیلی متاسفم )، البته و صد البته حق کاملا با ایشان است و من خودم هم بار ها طعم این کش رفتن را چشیدم (البته نه از اینجا که چیزی برای کش رفتن نداره) .
به منظور رعایت اخلاق حرفه ای متن عذرخواهی زیر را تقدیم می کنم به دوست خوبم جناب آقای شهرام گراوندی به این امید که ما را ببخشند چرا که در عرصه های فرهنگی هیچ چیز مانند بخشش گران نیست .
---------------------------------------------------
دوست عزیز و گرامی
جناب آقای شهرام گراوندی
مطلبی تحت عنوان بهرام حیدری - روایت مدرنیستی در ادبیات بختیاری در تاریخ ۲۱ اسفند ۸۶ در این وبلاگ قرار گرفت که بخش اصلی آن به طور کامل از نوشته های شما ، بدون ذکر منبع و مولف استفاده شده بود . به این وسیله به خاطر این کار ناشیانه و ناشایست که به علت سهل انگاری اتفاق افتاده بود از شما عذر خواهی می کنم و امیدوارم که به بزرگواری خود اینجانب را ببخشید .
مراسم روز جهاني نجوم ايران با رويكرد تغييرات اقليم ۲۰ارديبهشت ماه امسال برگزار ميشود.
به گزارش انجمن نجوم ايران ، امسال با توجه به اهميت يافتن مساله تغييرات اقليمي و گرمايش جهاني كه محيط زيست سياره ما را تهديد ميكند، انجمن نجوم ايران شاخه آماتوري پيشنهاد كرده تا گروههاي مختلف در برگزاري اين مراسم، زمينه تغييرات اقليم را در نظر داشته باشند و با شعار زمين تنها سياره براي زيستن به آگاهي رساني درباره اهميت حفظ سياره زمين بپردازند.
مراسم بزرگرداشت روز نجوم درايران از هشت سال گذشته برگزار ميشود و طي اين مدت گروههاي ايراني برگزاركننده اين مراسم توانستند دوبار جوايز جهاني ترويجي را براي برگزاري موفق اين مراسم دريافت كنند.
با توجه به روند سالهاي گذشته و دستورالعمل برگزاري روز جهاني نجوم ، اين مراسم در روز تعطيلي پايان هفته و روز جمعه برگزار خواهد شد.
امسال اطلاعات كاملي در پايگاه اطلاع رساني انجمن نجوم ايران شاخه آماتوري به نشاني www.asias.irقرار گرفته و همچنين پست الكترونيكي به نشاني astorday@asias.irبه طور شبانه روزي آماده پاسخ گويي به پرسشهاي احتمالي در زمينه همكاري براي برگزاري هر چه بهتر اين روز در ايران است.
این مراسم روز جمعه به همت موسسه آسمان پارس و، مرکز نجوم ادیب و سایر گروه های نجومی ، از ساعت ۱۳ الی ۲۲ روز ۲۰ اردیبهشت در خانه کودک اصفهان واقع در حاشیه زاینده رود(کنار سی و سه پل) برگزار خواهد شد .
در شهرکرد ، در هفته جاری به همین مناسبت نشست های مختلف با موضوعات نجومی توسط موسسه آسمان پارس برگزار شد .
برای مشاهده برنامه روز نجوم در شهر و یا استان خود اینجا کلیک کنید :http://www.parssky.com/news/?NewsID=2299&Cat=Iran
برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه نجوم می توانید به پایگاه اطلاع رسانی آسمان پارس و شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران مراجعه کنید.
فرارسیدن ۴ آبان، جشن آبان گان بر تمامی ایرانیان خجسته و فرخنده باد.
در فرهنگ ايرانيان قديم و زرتشتيان امروز روز دهم آبان، آبان روز نام دارد وقتى نام روز و ماه در فرهنگ زرتشتى يکى شد، جشن برپا مى شود. دهم آبان نيز به جشن آبانگان اختصاص دارد. آبان به نام آب و فرشته آب است. اين فرشته به نام «برزيزد» نيز خوانده مى شود. در اوستا «اپم نپات» و در پهلوى «آبان» گفته مى شود. آب جمع باران است. در اوستا و پهلوى «آپ» و در سانسکريت «آپه» و در فرس هخامنشى «آپى» است. اين عنصر مانند عناصر اصلى (آتش، خاک، هوا) در آيين مقدس است و آلودن آن گناه است و براى هر يک از آنها فرشته مخصوصى تعيين شده است.
• جشن و يسنه
واژه جشن از کلمه «يسنه» اوستايى آمده و اين کلمه نيز از ريشه اوستايى مشتق شده که به معناى ستايش کردن است. بنابراين معنى واژه جشن، ستايش و پرستش است.در جشن هاى ايران باستان هميشه شادى و تفريح، با ستايش اهورا مزدا و آفرين و نيايش همراه بود. به اين معنى که پيش از آغاز برنامه اصلى جشن، با حضور شرکت کنندگان سرودهايى از اوستا و دعاى آفرينامه خوانده مى شده، سپس برنامه اصلى جشن آغاز مى گرديده. جشن هاى ايران باستان به سه دسته تقسيم مى شوند: جشن هاى ساليانه يا گهنبارها، جشن هاى ماهيانه و جشن هاى متفرقه.
جشن ها يادگارهاى درخشان پدران بيدار دل ما هستند که متاسفانه در طول تاريخ بسيارى از آنها به علت جبر زمان و تعصبات بسيار، از بين رفته و هم اکنون از آنها نمونه هايى بسيار اندک در جامعه ايرانى به چشم مى خورند. ولى اين نمونه اندک، نشانه هايى بس بزرگ هستند از انديشه بلند و طبع ظريف ايرانى، طبعى که خداوند به اين قوم ارزانى داشته است.
هدف از برگزارى جشن ها در ايران باستان ستايش پروردگار، گردهمايى مردم، سرور و شادمانى، داد و دهش و بخشش به بينوايان و زيردستان بوده است.
• آب مقدس
روز دهم آبان در تقويم زرتشتى به نام «آبان» است و اکنون در گاهشمارى جديد اين روز، ۶ روز به عقب آمده و ۴ آبان شده است. دليل اين تفاوت اين است که در گاهشمارى قديم، همه ماه هاى سال ۳۰ روز بودند و حالا که شش ماه نخست سال ۳۱ روزه است، اين روزها تغيير مى کنند.
هرودوت مى گويد: «ايرانيان در آب ادرار نمى کنند، آب دهان نمى اندازند و در آب روان دست نمى شويند.»
استرابون مى گويد: «ايرانيان در آب جارى خود را شست وشو نمى دهند، زمانى که ايرانيان به درياچه يا رود يا چشمه اى مى رسند، گودال هاى بزرگ کنده و قربانى در کنار آن مى کشند و سخت پرواى آن دارند که هرگز خون به آب نياميزد، چون اين کار سبب آلودگى آب خواهد شد.» و در جايى ديگر مى گويد: «در آن (آب) لاشه و مردار نمى اندازند و عموماً آنچه ناپاکى است در آن نمى ريزند.» کريستين سن نيز مى گويد: «ايرانيان احترام آب را بيش از هر چيز واجب مى شمرند.»
در جشن آبانگان، پارسيان به ويژه زنان در کنار رود، دريا و يا چشمه، فرشته آب را نيايش مى کنند. آبى را که اوصاف سه گانه اش (رنگ، بو و مزه) تغيير مى يافت، براى آشاميدن و شست وشو به کار نمى بردند.
بيرونى در آثار الباقيه در مورد جشن آبانگان چنين مى نويسد: «آبان روز، روز دهم آبان است و آن عيدى است که به واسطه توافق دو اسم، آبانگان مى گويند. در اين روز «زو» پسر تهماسب از سلسله پيشداديان به پادشاهى رسيد و مردم را به کندن نهرها و تعمير آنها امر کرد و در اين روز به کشورهاى هفتگانه خبر رسيد که فريدون، بيوراسب (ضحاک) را اسير کرد و خود به پادشاهى رسيده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگى خود را مالک شوند.»
همچنين درباره پيدايش جشن آبانگان روايت است که در پى جنگ هاى طولانى بين ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا کاريزها و نهرها را ويران کنند. پس از پايان جنگ پسر تهماسب که «زو» نام داشت دستور داد تا کاريزها و نهرها را لايروبى کنند و پس از لايروبى، آب در کاريزها روان گرديد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند. در روايت ديگرى آمده است که پس از هشت سال خشکسالى، در ماه آبان باران آغاز به باريدن کرد و از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد.
زرتشتيان در اين روز همانند ساير جشن ها به آدريان ها مى روند و پس از آن به کنار جوى ها و نهرها مى روند و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا) که توسط موبد خوانده مى شود، اهورا مزدا را ستايش کرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را مى نمايند و پس از آن به شادى مى پردازند.
در اوستا «آبان» فرشته اى است که به عنوان فرزند آب ها معرفى شده است. اين اوست که آب ها را پخش مى کند (يشت ،۸ بند ۳۴) او نيرومند و بلند قامت است و داراى اسب تندرو. او مانند هرمزد مهر، لقب اهوره (= سرور) دارد و مانند امشاسپندان درخشان است. در وداها نام او به صورت «اپام نپات» ظاهر مى شود که خداى آب ها است.
در فقره يک و دو، گرده ،۸ هفتمين يشت بزرگ مى گويد: «به سرچشمه آب درود مى فرستيم، به گذرهاى آب درود مى فرستيم، به کوه هايى که از بالاى آنها آب جارى است درود مى فرستيم، به درياچه ها و استخرها درود مى فرستيم.»
در يسنا ۶۵ فقره ،۱۰ اهورا مزدا به پيامبرش مى گويد: «نخست به آب روى آور و حاجت خويش را از آن بخواه.» احترام به آب امروز نيز در کشور کم آب ما مشهود است. در ميان مردم مايع روشنى است و اگر ناخواسته آبى به روى کسى پاشيده شود، مى گويند آب روشنايى است يا اين که پشت سر مسافر آب مى پاشند تا سفرش بى خطر انجام گيرد و زود بازگردد و اين اعتقاد که آب ناخواسته و يا نطلبيده، مراد است همه نشان از احترام و ارزشى است که مردم ايران نسبت به اين مايع حيات بخش قائل هستند. در اينجا، چون صحبت از آب و عظمت آن آمد، بهتر است اناهيتا ايزدبانوى آب ها نيز معرفى شود.
• آناهيتا
ناهيد، اناهيد (اردويسور اناهيتا) ايزدبانوى با شخصيتى بسيار برجسته است که قدمت ستايش او به قبل از زرتشت مى رسد. «اردوى» به معناى رطوبت که در دو بخش «آن» که حرف نفى است و «هيت» به معناى آلوده و ناپاک، به مفهوم آب هاى پاک و نيرومند معرفى مى شود. اين ايزدبانو در کتيبه اردشير دوم هخامنشى و در بسيارى از سنت ها، به صورت خلاصه شده «آناهيتا» در مى آيد و در اواخر دوره هخامنشى در کتيبه هاى پادشاهان اردشير دوم و سوم در کنار هرمزد و مهر، ذکر مى شود. بنابراين پدر و مادر آب ها مى شود و از اپم پنات پيشى مى گيرد.
اناهيتا در آبان شيت اوستا، زنى است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زيبا چهره با بازوانى سپيد و اندامى برازنده، کمربند تنگ به ميان بسته، به جواهر آراسته با طوقى زرين برگردن و گوشواره چهارگوش در گوش، کفش هايى درخشان به پا، با بالا پوشى زرين و پرچين. اين ايزدبانو با صفات نيرومندى، زيبايى و خردمندى به صورت الهه عشق و بارورى در مى آيد، زيرا چشمه حيات از وجود او مى جوشد و بدين گونه «مادر خدا» نيز مى شود و همتاى ايرانى آفروديت (الهه عشق و زيبايى در يونان) و ايشتر (الهه بابلى) به شمار مى آيد. اناهيتا گردونه اى دارد با ۴ اسب سفيد. اسب هاى گردونه او ايزد ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترين طبقه آسمان جاى گزيده است. او نطفه مردان را پاک مى کند و زهدان زنان را براى زايش آماده مى کند. او خداى محبوبى بود که بسيارى را به خود جلب کرد و امروز هم در هندوستان پيروانى دارد.
• قسمت هايى از اردويسور نيايش يا آبزور
درود و ستايش و توانايى و زور و آفرين باد به اهورا مزداى فروغمند با شکوه و به امشاسپندان، به آب هاى خوب مزدا داده، به آب اردويسور اناهيتاى پاک، به همه آب هاى مزدا داده، به همه گياهان مزدا داده، به همه ستودگان مادى و مينوى و به فروهرهاى پاکان و راستان که پيروز و پرتوان هستند.
مى ستايم آب اردويسور اناهيتا را که در همه جا گسترده است و تندرستى بخش است و بدانديشان را دشمن است و اهورايى کيش است و در خور ستايش و نيايش در جهان مادى. آن پاکى که جان افزاست، پاکى که فزاينده گله و رمه است، پاکى که گيتى افزاست، پاکى که خواسته افزاست.
اردويسور اناهيتا که داراى هزارها درياچه و هزارها نهر است که هر يک از اين درياچه و نهرها به اندازه چهل روز راه هست براى کسى که با اسب راهوارى براند.
آب ما، از آن بدانديش نيست، از آن بدگو نيست، از آن بدکردار نيست، از آن بدبين نيست، از آن کسى که دوست را بيازارد نيست، از آن کسى که همراهان را بيازارد نيست، از آن کسى که کارکن را بيازارد نيست، از آن کسى که خويشان را بيازارد نيست.
اى آب ستوده، به من بزرگ ترين دارش ها (نعمت ها)، تن درست و اندام درست ارزانى دار. اى آب ستوده، به من خواسته فراوان ببخش، گله و رمه گوناگون و فرزندان دلير همان گونه که پيش از من به کسانى که از تو خواستند، بخشيدى.
با آرزوى اين که تمامى ما ايرانيان، گذشته خود را بشناسيم و تا جايى که توان داريم جشن هاى کهن خود را زنده کنيم و به احترام آب هاى تمام دنيا که پاک است و پاک کننده، به آن ارج نهيم و در حفاظت و پاک نگه داشتن آن بکوشيم.
www.amordad.ne
متاسفانه مدتي بود اين وبلاگ به روز نميشد ، بعد از مدتي وبلاگ را به آدرس ميهن بلاگ منتقل كرديم كه متاسفانه با اينكه وبلاگ خوبي شده بود ، مورد استقبال قرار نگرفت و همين امر باعث شد كه همين وبلاگ هم بازديد كنندگانش را از دست بده .
بعد از مشكلي كه براي ميهن بلاگ پيش اومد و همه ي اطلاعات از دست رفت تصميم گرفتيم دوباره كار را ادامه بديم اما اين بار خيلي جدي تر و با كيفيت بهتر به اميد معرفي بختياريان .
از همه دوستان خواش مي كنم كه مثل هميشه به ما لطف كنند و لينك ما را در وبلاگ يا سايتشون قرار بدن ، ما هم جبران مي كنيم
.

به مجموعههائی از جماعات انسانی كه از يك منشأ نژادی برخاستهاند و دارای زبان و فرهنگ و تاريخ مشتركِ ديرينهاند «قوم» گفته ميشود. و به مجموعهئی از اقوام كه در درون مرزهای يك كشور معين میزيند و تابعيت مشترك دولت آن كشور را دارند «ملت» گفته ميشود. با اين تعريف، «ملت ايران» شامل همهی اقوامی است كه در ايرانند، تابعيتِ دولتِ ايرن را دارند، و «ايرانی» ناميده ميشوند. تفاوت «قوم» و «ملت» و «قوميت» و «مليت» در همينجا مشخص ميشود.
لینک ثابت
نوروز باستانی یادگار ارجمند نیاکان ما
اعتدال بهاری به لحظهای گفته میشود که خورشید از صفحه استوای زمین میگذرد و به سمت شمال میرود. و یکی از دو اعتدالی است که در هر سال رخ میدهد .
اعتدال بهاری آغاز بهار نجومی در نیمکره شمالی است. جشنی از لحظه اعتدال بهاری آغاز می شودکه درقلب ایرانیان از زمان های باستان به نوروز معروف بوده است.
نوروز مهمترین جشن ایرانیان است که پس از طی قرن ها و با گذر از طوفان رویداد ها به نشانه ی ملیت و افتخار ایرانی به تمدن باستانی خود بدل گشته است . در باره نوروز و اشتراک آن با نخستین روز بهار در علم و اسطوره و افسانه نظرات متفاوتی وجود دارد اما وجه اشتراک همه ی آن ها جمشید است .در اسطوره ها آمده است: نام اصلی جمشید ، جم بود ، ((جم شاه)) در نخستین روز بهار بر تخت جواهر نشان خود نشسته بود . آفتاب بهاری بر جواهرات تخت و تاج او تابید و اشعه های فراوان از آن بازتابید . مردمی که به تماشای شاه ایستاده بودند ، با دیدن نوری که از جواهرات شاه برمی تابید فریاد برآوردند ((شید )) (یعنی درخشان - خورشید ) و این چنین شد که شید به نام شاه پیوست و او جمشید شد .
لینک ثابت


