تبليغاتX
طبیعت ، تاریخ ، فرهنگ و بختیاری

در كشفيات غرب لرستان بدست آمد:

انگشتري منحصر به فرد با نقش فروهر

 

 

 

سرپرست كاوش غرب لرستان از كشف 150 قلم شي مفرغي در محوطه‌اي در غرب اين شهر خبرداد.

"عطا حسن‌پور" در گفتگوي اختصاصي با ميراث آريا (chtn) با بيان اين مطلب گفت: اين اشيا كه شامل انواع مهر‌ها، سرپيكان‌هاي آهني، كاسه‌ها، پلاك‌ها و آويزهاي مفرغي، اشياي تزئيني و آئيني، كاسه‌ها، انگشترها و دستبندهاي مفرغي، خنجر، سرپيكان، كارد و... بوده است.

وي افزود: انواع و اشكال مختلف سفال‌هاي "ژانر" از طول حفاري بدست آمد. لازم به ذكر است كه به گونه‌اي از سفال‌هاي لرستان ژانر گويند.

باستان شناس و سرپرست كاوش غرب لرستان خاطرنشان كرد: از باقي تخريب‌هايي كه توسط مردم انجام شده، يك گورخمره باستاني نيمه سالم بدست آمد كه به عصرآهن تعلق دارد. همچنين اشياي كشف شده از خاك‌هاي مضطرب اطراف اين گورخمره كه توسط مردم زير و رو شده بود، بدست آمد.

حسن پور از كشف انگشتري منحصر به فرد در بين اين اشيا خبر داد و به ميراث گفت: به جرأت مي‌توان گفت كه اين انگشتر در كشور و حتي جهان كم نظير است. يكي از خصوصيات منحصر به فرد اين انگشتر اين است كه به جاي نگين نقش يك فروهر به صورت كنده شده، بر روي آن حك شده است. اين انگشتر مفرغي به شيوه يك پارچه قالب ريزي شده بود.

سرپرست كاوش در محوطه غرب لرستان ادامه داد: قطر اين انگشتر 5/2 سانتي متر است. تصوير فروهر، يك كلاه (دولت) مادي بر سر دارد، همچنين يك باشلوق مادي، سر، گردن و نيمي از بالاتنه اين فروهر را برگرفته و پوشش داده است.

فروهر با ريش بلند، به سمت چپ، از درون قوس خورشيد بيرون آمده و در دو طرف اين دو قوس خورشيد، دو بال برآمده و بر افراشته به تصوير درآمده است. پاهاي اين فروهر به حالت حركت ديده مي‌شود.

حسن پور به chtn گفت: اين اشيا درحال حاضر در گنجينه قلعه فلك الافلاك نگهداري مي‌شود و قدمت آنها به دوره ماد مي‌رسد، اما هنوز در دست مطالعه است.
+ نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت توسط بختیار |


پرونده ثبت جهاني دره خرم آباد با عنوان دره لر در دست تهيه است.

"علي سجادي" مسئول پايگاه ميراث فرهنگي قلعه فلك‌الافلاك با بيان اين مطلب به ميراث آريا(CHTN) گفت: از سوي پژوهشكده باستان‌شناسي به پايگاه پيشنهاد تهيه پرونده دره خرم آباد با عنوان "دره لر" براي ثبت در فهرست آثار جهاني شده است.

وي افزود: دره خرم آباد دره‌اي بي‌نظير است كه شهر فعلي خرم آباد در آن قرار و بين 30 تا 40 كيلومتر طول دارد. اين دره از نظر پايگاه صد در صد ارزش ثبت در فهرست آثار جهاني را دارد.

مسئول پايگاه ميراث فرهنگي قلعه فلك‌الافلاك در مورد ويژگي‌هاي اين دره تاريخي خاطرنشان كرد: در اين دره قديمي‌ترين استقرار مربوط به دوران پيش از تاريخ بوده و 150 سايت باستاني شناسايي شده است. همچنين استمرار استقرار انسان را تا عصر حاضر در اين منطقه شاهد هستيم.

سجادي ادامه داد: از ديگر ويژگي‌هاي اين دره مناظر طبيعي آن كه شامل كوه و درياچه كيو، 11 چشمه دائمي آب است كه اين عوامل خود بستر مناسبي را براي زيست فراهم و توجه انسان را در طول قرن‌ها به خود جلب مي‌كند.

وي در مورد بررسي‌هاي باستان‌شناسي در اين حوزه به ميراث آريا گفت: اين دره توسط هيأت‌هاي خارجي مورد كاوش قرار گرفته، و چندي پيش نيز توسط "مهدي رهبر" اين منطقه كاوش شده است.

لازم به ذكر است كه پايگاه ميراث فرهنگي قلعه فلك‌الافلاك مدارك اوليه را براي ثبت اين پرونده در فهرست آثار جهاني تهيه مي‌كند و جمع‌آوري مدارك كامل‌تر نيز بايد توسط مشاور صورت بگيرد.
+ نوشته شده در سه شنبه 15 آبان1386ساعت توسط بختیار |


اطلاعیه مراسم سالگرد بهمن علاءالدین

سلام ای از تبار خستۀ من!

پرستوی اسیر سنگ و آهن!

قرار ما و باران،روز جمعه

به یاد بی قراری های بهمن



پاس می داریم خوی نیکِ نیاکان خویش را در گِردْآمدی بِشْکوه در نخستین سالگرد بُغضْ برانگیزِ اسطورۀ آواز،نازنینْ کَبکِ زیبایِ زَردِه و تاراز

استاد بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری)

جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۳ تا ۱۵در بر امانتگاهِ پیکرِ استاد در امامزاده طاهر کرج و از ساعت ۱۶ تا ۲۰ در تالار شهیدان نژادفلاح شورای شهر کرج



برگزار کنندگان؛
ستاد بزرگداشت و موسسه فرهنگی،هنری خانه بهمن علاءالدین
شورای اسلامی شهر کرج
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرج
معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری کرج
+ نوشته شده در جمعه 4 آبان1386ساعت توسط بختیار |


به جشن آبانگان و کلا به جشن های ایرانی که نزدیک میشیم به فکر جشن گرفتن می افتیم اما واقعا  بهترین راه برای جشن گرفتن این روزها چیه ؟ یا بهتر بگم بهترین راه برای جشن گرفتن آبانگان چیه ؟ جشنی که قطعا برای گرامی داشت مقام آب برگزار می شه؟؟

اگه کمی به اطراف دقت کنید می بینید که آب تنها موحبت طبیعت است که به تمام معنی برای هر انسانی مقدس محسوب می شه - انسان ها هم از لحاظ کلی در طول حیات بشر و هم در ثانیه ثانیه زندگی فردی به آب وابسته هستند و هیچ چیز در دنیا این خاصیت آب را نداره از طرفی آب بیشتر از هر چیز دیگر در مورد ظلم قرار می گیره به همین خاطر تصمیم گرفتیم  که آلودگی آب را بررسی کنیم اونهم زاینده رود که از سرزمین های بختیاری سر چشمه می گیره اما همین آب ژاک وقتی به باتلاق گاو خونی می رسه تبدیل می شه به لجن :

۱-آلودگی زاینده رود تهدیدی برای شهرهای اطراف اصفهان
مدیر کل دفتر بررسی آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست از برگزاری مناقصه ای گسترده برای تعیین مشاور جهت بررسی آلودگی رودخانه ها و آبهای زیرزمینی کشور خبر داد.

دکتر سروش مدبری در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: مشاورینی جهت انجام مطالعات و بررسی وضعیت آلودگی رودخانه های کشور انتخاب میشوند که از سوی سازمان مدیریت یا مراجع دانشگاهی صلاحیت آنها تایید شده باشد.

وی تصریح کرد: با توجه به اینکه هنوز مطالعاتی جامع در ارتباط با آلودگی رودخانه ها انجام نشده است از میزان دقیق آلودگی رودخانه ها و آبهای زیر زمینی بی اطلاع هستیم.

مدیر کل دفتر بررسی آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست در ارتباط با آلودگی رودخانه زاینده رود اصفهان گفت: بررسی اولیه حاکی از وجود آلودگی در این رودخانه است اما میزان دقیق آن مشخص نیست.

وی خاطر نشان کرد: با توجه به اینکه سد زاینده رود علاوه بر اصفهان منبع آب شرب ساکنین شهرهای اطراف اصفهان نیز محسوب میشود بنابراین وجود آلودگی در این آب می تواند تهدیدی جدی برای سلامت مردم باشد بنابراین بنا داریم بررسی میزان آلودگی این رودخانه را در اولویت قرار دهیم.

  ۲-

 
مجله «زندگي سالم» حاصل اولين نشست مطبوعاتي خود پيرامون بررسي يكي از مشكلات  زيست محيطي ناشي از وجود و فعاليت صنايع آلاينده، شهركهاي صنعتي  و همچنين مراكز شهري و وستايي حاشيه زاينده‌رود را با عنوان «صحت و سقم وجود آلودگي در آب آشاميدني شهروندان» در شماره گذشته ( آبان‌ماه ) درج كرد . اين اقدام خوشبختانه از سوي معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی و شرکت آب و فاضلاب اصفهان بازتاب بسيار خوبي داشت و حتي شماري از مسئولان و کارشناسان معلوم الحال را نيز به پاسخگويي واداشت ( البته پاسخهايي مانند گذشته غير علمي ، كليشه اي و نامربوط با آنچه در آن نشست مطبوعاتي آشكار شد ).
مجله «زندگي سالم» بنا به احساس مسئوليت و رسالت واقعي مطبوعاتي خويش چنين بحثي را آغاز نمود و حضور خوانندگان گرامي و انديشمند خود نيز اعلام مي كند كه هدف از پرداختن به شرايط  زيست محيطي كشورمان ايران و خصوصاً استان اصفهان، خيرخواهي بوده است و بس.
اين نشريه با اعتقاد به اينكه مردم حق دارند در شرايط بهتري زندگي كنند و از سلامت آب آشامیدنی اطلاع کامل داشته باشند با برگزاري يك نشست علمي-  تخصصي در دفتر گروه بهداشت محيط دانشكده بهداشت اصفهان و با حضور آقايان دكتر عبدالرحيم پرورش، مدير گروه بهداشت محيط-  دكتر حسين پور مقدس و دكتر محمدرضا شاه منصوری، استادان گروه بهداشت محيط دانشكده بهداشت و همچنين مهندس محمود سلطاني، كارشناس ارشد محيط زيست و كارشناس رسمي دادگستري به بررسي موقعيت و نحوه تصفيه آب چاه‌هاي موجود در سطح شهر و استان اصفهان (چاه‌هاي فلمن حاشيه‌ زاينده‌رود و ...) و همچنين ديدگاه و راهكارهاي پيشنهادي در خصوص حل مشكلات اساسي و آلودگيهاي منابع تأمين آب استان نيز پرداخت كه خلاصة آن در بخش دوم و پاياني اين گزارش از نظر گرامي خوانندگان محترم مي گذرد .
 
=از صبحتهاي شما چنين برداشت مي‌شود كه احتمال آلودگي آبهاي سطحي كه در تصفيه‌خانه آب اصفهان فرايندهاي مختلفي را طي مي‌كند، كمتر است. از طرفي بحث آلودگي منابع آب زيرزميني استان را مطرح كرديد؛ حال با توجه به آلودگي زاينده‌رود و اينكه بخشي از آب آشاميدني شهروندان و آب شرب روستاها و شهرستانهاي استان از منابع آب زيرزميني ( يعني چاه‌هاي فلمن حاشيه‌ زاينده‌رود و چاه‌هاي متعددي كه در نقاط مختلف شهر وجود دارند ) تأمين مي‌شود، اين پرسش مطرح مي شود كه آيا آب چاه‌هاي فلمن با روشي كه در حال حاضر  براي تصفيةآن اعمال ميشود يعني يك مرحله كلرزني آن هم بدون ضوابط فني و زمان ماند لازم !!  قابل شرب است؟
<دكتر شاه منصوري: رودخانه زاينده‌رود اصولاً از نظر انتشار آلودگي به سه بخش تقسيم مي‌شود.
1- مناطق بالادست رودخانه كه از سد تنظيمي به بالا در نظر گرفته مي‌شود و معمولاً ميزان آلودگي آن ناچيز است.
2- بخش مياني رودخانه كه عمدتاً آلودگيهاي صنعتي و شهري در اين بخش وارد رودخانه مي‌شود.
3- مناطق پائين دست كه در اين مناطق بطور عمده آبهاي زه‌كش وارد رودخانه مي‌شود و آب داراي EC و املاح نمك بسيار بالا است.
حالا برداشت آب از هر بخش اين رودخانه باشد، تمهيدات متفاوتي را مي‌طلبد؛ اگر آبگيري از بخش بالايي انجام شود شايد يك مقدار اطمينان خاطر بيشتري داشته باشيم. چاه‌هاي فلمن متأسفانه در بخش مياني رودخانه زاينده‌رود قرار گرفته و بطور عمده آبگيري چاه‌ها از نشتاب داخل رودخانه به داخل اين چاه‌هاست. باز من استناد مي‌كنم به صحبتي كه خود كارشناسان شركت آب و فاضلاب در ويژه‌نامه اصفهان روزنامه جام جم مورخ 13 شهريور ماه داشتند و اين رودخانه را در محل برداشت آب، واقع در سد چم آسمان (كه نسبت به محل چاه‌هاي فلمن خيلي بهتر است) آلوده دانستند. پس مشاهده مي‌كنيم در محل يا محدوده چاه‌هاي آب فلمن، آلودگي وجود دارد. از طرف ديگر اگر به بافت ساختاري چاه‌هاي فلمن توجه كنيم، بافت ساختاري آنها به گونه‌اي طراحي مي‌شود كه بطور عمده مواد معلق، رنگ و تركيبات كدورت‌زا را از آب حذف مي‌كند يعني بر روي آب يك تصفيه نسبي فيزيكي انجام مي‌شود.
حال اگر بخواهيم اطمينان خاطر در مورد سلامت آب چاه‌هاي فلمن يا ساير چاه‌هاي سطح شهر داشته باشيم، يقيناً بايد حساسيت بيشتري را نسبت به مناطق مياني و پائين‌دست رودخانه اصفهان داشته باشيم.
آزمايشاتي كه در حال حاضر بر روي آب چاه‌هاي فلمن انجام مي‌گيرد همان آزمايشهاي روتين و معمول آب آشاميدني است (كلرايد، سولفات ...) و به لحاظ جانمايي چاه‌هاي فلمن در بخشهاي مياني و آلوده زاينده‌رود، آزمايشهاي كاملتري لازم است تا بطور قطع در خصوص سلامت آب قضاوت كرد و اين مهم در صورتي محقق خواهد شد كه اطلاعات پايه كادر اجرايي و توان مديريتي و امكانات آزمايشگاهي بوجود آيد، مگر نه در حال حاضر با توجه به امكانات آزمايشگاهي و فني موجود در سطح استان اصفهان و كشور قضاوت در خصوص سلامت آب و اينكه آب از هر نظر فاقد آلودگي است غيرمنطقي است.
از طرف ديگر گفته مي‌شود آب چاه‌هاي سطح شهر (فلمن و ...) تصفيه مي‌شود. خير، اين تصفيه در حد كلرزني است و دستگاه‌هاي نظارتي بايستي تأييد كنند آيا روش كلرزني موجود مورد تأييد است يا كه نيست؟ آنچه مسلم است اينكه اگر كلرزني هم انجام مي‌شود، كلر ؛  تنها مي‌تواند محدوده خاصي از عوامل ميكروبي را در آب حذف كند و همة عوامل ميكروبي را از بين نمي‌برد.
آزمايشات ميكروبي نيز از نظر انجام آزمايش تعريف دارد. ما يك شاخص آلودگي داريم كه اين شاخص آلودگي مربوط به كليفرم و كليفرم مدفوعي است كه بر اساس تعداد نفرات و جمعيت سرويس‌گيرنده مشخص مي‌شود.
بديهي است در شهري مثل اصفهان، تعداد آزمايشاتي كه انجام مي‌شود يك رقم بالاي 30 تا آزمايش كل كليفرم و كليفرم مدفوعي را در روز مي‌طلبد و يك تعداد آزمايشات ميكروبي ديگري هست مثل پروتوزوآها كه اين آزمايشات به علت مشكلات انجام و هزينه‌بر بودن و مسائل اجرايي آن به تعداد كمتري مورد آزمايش قرار مي‌گيرد و عموماً بايستي كه شرايط و كار كلرزن‌ها بر اساس از بين بردن آنها مشخص و معين شود؛ بعنوان مثال اطلاعي از وضعيت ژيارديا در آب شهر اصفهان در دست نيست!
 همچنین كريپتوسپيريديوم كه وضعيت آن هم در آب مشخص نيست . اخيراً لژيونلا در بحث اندازه‌گيريها مطرح شده و يكسري پارامترهايي از اين دست است كه حتماً به لحاظ اينكه جمعيت سرويس گيرنده ما بالاي ميليون نفر است اين آزمايشها بايستي در آزمايشات روتين دستگاه‌هاي نظارتي گنجانده و انجام شود و در اين راستا هرچه دستگاه‌هاي نظارتي (مركز بهداشت استان اصفهان) و امكانات قوي‌تري فراهم كنيم شرايط بهتري خواهيم داشت.
آزمايشهاي شيميايي نيز به لحاظ آلودگي زاينده‌رود و موقعيت چاه‌هاي آب فلمن، بايستي بصورت روتين روزانه، هفتگي و ماهيانه انجام گيرند.
اين نكته را هم توجه داشته باشيد اگر ما بخواهيم مطابق استانداردهاي روز دنيا آب شهري را پايش بكنيم، فاصله خيلي زيادي داريم. يعني از همين امروز هم اگر بخواهيم تجهيزاتش را فراهم كنيم حداقل 5 سال به طول خواهد انجاميد تا بتوانيم خود را به وضعيتي برسانيم كه آن پايش لازم و توصيه شده را براي منابع آب داشته باشيم.
< دكتر پورمقدس: تنها تصفيه‌اي كه روي آب چاه‌هاي فلمن انجام مي‌شود تصفيه ميكروبي است و آب فقط كلرزني مي‌شود و هيچ نوع تصفيه ديگر انجام نمي‌شود. بعبارتی اگر  فلزات سمي مضر و بيماريزا يا تركيبات آلي ديگر در آب موجود باشد قطعاً پس از كلرزني آب، بجاي خواهند ماند.
از  نظر پارامترهايي كه اكنون در آزمايشگاه شركت آب و فاضلاب اندازه‌گيري مي‌شود (سولفات، باكتريهاي كليفرم و...) آب، سالم است ولي از نظر پارامترهايي كه اندازه‌گيري نمي‌شود مشكوك به آلودگي است. چه پارامترهايي را اندازه‌گيري نمي‌كنند؟ فلزات سنگين سمي مانند سرب (كه اخيراً سرب جزو عناصر و آلاينده‌هاي مسبب سرطان شناخته شده است)، آرسنيك، كادميوم، كرم ، جيوه و ... و بايستي با روش دقيق و بسيار كنترل شده تعيين مقدار شوند. سموم دفع آفات نباتي از ديگر آلاينده‌هاست كه در حاشيه زاينده‌رود و در حوزه آبريز آن مورد استفاده فضاي سبز و مزارع كشاروزي قرار مي‌گيرد و وارد رودخانه و منابع آب زيرزميني مي‌شود. لذا منابع آب زيرزميني استان و شهر اصفهان بايستي از لحاظ سموم فسفره، كلره، نيتريت، نيترات و 72 پارامتر ديگر آزمايش شوند و تا زماني كه اين آلاينده‌ها مشخص و تعيين مقدار نشوند، نمي‌شود با قاطعيت روي كيفيت آب اظهار نظر كرد.
این نکته را هم اضافه کنم که از سالها قبل ، از من بارها سوال شده است که چه آبی برای شرب سالم است؟ آب شیر یا آب بطری شده؟ ومن پاسخ داده ام که همیشه از آب شیر می نوشم چون فکر می کنم که در مقایسه مطمئن تر است.ضمن اینکه تلاش و زحمات سازمانهای متولی تأمین آب، صنعت تصفیه آب و سلامت و بهداشت مردم جای تقدیر و تشکر دارد ، پیشنهاد می کنیم برای ارتقاء کیفیت آب و برطرف نمودن شک و تردیدهایی که در این زمینه وجود دارد نسبت به انجام آزمایشات کامل تر آب که قبلا" در این نشست مطبوعاتی اشاره گردید، اقدام نمایند
=با توجه به موارد مطروحه، مديريت منابع آب تابع مقررات خاص است. ارزيابي اساتيد محترم از وضعيت كنوني مديريت منابع آبي در كشور و خصوصاً استان اصفهان چيست و به نظر شما چه مجموعه عواملي تأمين آب آشاميدني بهداشتي و سالم شهروندان و مردم استان اصفهان را با چالش مواجه ساخته است؟
<دكتر پرورش: حقيقتاً اصفهان در يك منطقه نيمه خشك قرار گرفته است. آب شيرين يك مقدار محدودي است؛ چه رودخانه باشد و چه آبهاي زيرزميني. از طرف ديگر جمعيت شهر اصفهان، روستاها و شهرهاي مختلف اصفهان بطور سرسام‌آوري روزبه‌روز افزايش پيدا مي‌كند و هيچ فكري هم براي جلوگيري از مهاجرتها و افزايش جمعيت نشده است و در اين شرايط، سازماني مثل شركت آب و فاضلاب مسئول تأمين آب مردم مي‌شود؛ ولي آب، حياتي و استراتژيك است و مجبور به تأمين آب هستند. اينكه لوله‌هاي آب خالي بماند و فقط آب سالم تهيه و در لوله‌ها توزيع شود با امكانات موجود مقدور نيست، در نتيجه آن سازمان (شركت آب و فاضلاب) مجبور به تأمين آب مردم است. حالا مقداري از آب را از تصفيه‌خانه آب بابا شيخعلي تأمين مي‌كند و مقد ار ديگري هم از آب چاه‌هاي سطح شهر و استان تأمين مي‌كند (هر نوع آبي مي‌خواهد باشد) تا مردم به لحاظ مصارف مختلف دچار مشكل و خسران نشوند.
موضوع تأمين آب شرب در استان اصفهان نياز به يك برنامه‌ريزي اساسي دارد چرا كه امروزه در دنیا بحث از جدا کردن آب شرب از آب برای سایر مصارف است. ببينيد الان مصارف عمومي مردم از قبيل شستشوي ماشين، كف خيابان، درختان و ... از آب شرب تصفيه‌‌خانه بابا شيخعلي است و واقعاً ما داريم به منابع آب خيانت مي‌كنيم. بايد براي اولين بار در  ايران و در اصفهان بعنوان يك شهر پيشتاز، يك تصميم گيري جدي و قاطع از لحاظ جداسازي آب آشاميدني از آب مورد استفاده عمومي صورت بگيرد تا با تكميل و تجهيز امكانات، آب شرب سالمي نيز در اختيار مردم گذارده شود. البته اين كار، يك برنامه‌ريزي اصولي مي‌طلبد، مصرف آب بايد تعريف شود، جداسازي و لوله‌كشي مجزا انجام شود، مهاجرت به شهرها كنترل شود؛ تا كي بايستي اين همه بيابانهاي اطراف اصفهان را آپارتمان‌سازي كنند و به مردم تحويل دهند؟ خوب اولين چيزي كه مي‌خواهند آب است و توجه به اين موضوع كه تأمين آب سالم و بهداشتي داراي مشكلاتي است، مسئولين استان فكر اساسي كنند چرا كه اگر حجم آب مصرفی كم باشد، سالم سازي آن آسان و ساده‌تر است ولي با اين حجم زياد شهري و آسمان خراشها و توسعه  شهر، معلوم است امكان تهيه آب سالم نه تنها در ايران و شهر اصفهان بلكه هيچ كجاي دنيا وجود ندارد. واقعاً اين جاي تأمل دارد و به نظر مي‌رسد اصلاً مديريت منابع آب دچار مشكل است. بايد بررسي صورت بگيرد و به اين امر بودجه اضطراري اختصاص دهند چرا كه آب از نان شب و هر مسئله ديگر براي مردم واجب‌تر و داراي اهميت بهداشتي است.
در عين حال بايد به مردم آموزش داد تا در مصرف آب و نوع آب مصرفي دقت كنند و در نتيجه سازمانهاي مسئول نيز تأمين آب برای مصارف مختلف را مجزا  كنند.
< مهندس سلطاني: آنچه كه مي‌تواند باعث امنيت خاطر مردم شود، دو موضوع مهم است:
يكي توجه به قوانين و ساز و كارهاي طبيعت است و اين كه بدانيم منبع آبي كه وجود دارد با چه كيفيت و چه كميتي است و به چه مصارفي مي‌رسد و آلوده شدن آن چه اثراتي را مي‌تواند بر طبيعت و محيط زيست داشته باشد.
موضوع ديگر، قوانين و مقرراتي كه در مجلس يا ديگر مراجع بايد تصويب بشود كه  خوشبختانه قوانين لازم در اين زمينه تصويب شده است. كميته‌اي كه آقاي دكتر پورمقدس در صحبتهاي اولية خودشان  جهت بررسي كيفيت آب اشاره كردند(مجله زندگي سالم- شماره 3) در قوانين موجود در نظر گرفته شده است. ماده 4 آئين نامه بهداشت محيط توصيه كرده كه وزارت بهداشت و درمان بعنوان متولي بايد كميته‌اي را با همكاري وزارت نيرو، سازمان حفاظت محيط زيست و ديگر مراجع مربوطه بوجود آورد و بر منبع آب شرب نظارت مستمر داشته باشند. علاوه بر اين در طي سه يا چهار سال گذشته، شوراي حفاظت كيفي زاينده‌رود در اصفهان متشكل از سازمانهاي ذي‌ربط بوجود آمده است و بايد يك اقدام جدي و مؤثر از يك جايي شروع شود، لوازم آن هم اعم از قانون، فكر و دغدغه خاطر نسبت به حفظ كيفيت و كميت زاينده‌رود  موجود است.
قانون، راهها را معرفي كرده، پشتيباني‌هاي فكري هم هست منتهي متأسفانه ضمانت اجرايي در مورد بسياري از قوانين نداريم . در اينجا بايد اشاره كنم به اينكه از سال 69 كه قانون تشكيل شركتهاي آب و فاضلاب در كشور تصويب شد بيش از 15 سال مي‌گذرد؛  چند درصد روستاها و شهرهاي استان توانستند در اين 15 سال به شبكه جمع‌آوري و تصفيه فاضلاب مجهز شوند؟ چند درصد شهرها از آب آشاميدني سالم برخوردار شده‌اند. در عين حال هزينه‌هاي هنگفتي در خيلي از شهرها شده ولي در خود استان اصفهان نمي‌توان ادعا كرد كه پانزده سال پس از تصويب اين قانون ؛ تمام مراكز شهري استان اولاً از آب كاملا سالم استفاده مي‌كنند و ثانياً فاضلابهايي كه در شهرها و روستاها بوجود مي‌آيند به طريق بهداشتي و اصولي، جمع‌آوري، تصفيه و دفع مي‌شوند. ضمانت اجرايي اين قانون كجا ديده شده است؟ چند سال بايد مردم منتظر باشند كه مثلاً اين قانون به نحو كامل اجرا شود ؟ هر سال با اينكه هزينه‌هاي هنگفتي مصرف مي‌شود اما مشكل همچنان باقي است! براي مثال ؛ ديده شده است كه تصفيه‌خانه‌اي كه امسال براي يك شهر طراحي مي شود اما اجراي آن اين قدر طول مي كشد و اعتبارات آن بصورت قطره‌اي اختصاص مي يابد كه ده يا پانزده سال بعد كه به بهره برداري ميرسد به علت اين كه جمعيت شهر چند برابر شده اصلاً جوابگو نيست.
<دكتر پورمقدس: يكي از مهمترين چالشهاي موجود، گسترش صنعت در شهر اصفهان است. گسترش صنعت، بيش از حد توان اصفهان و در نتيجه افزايش مهاجرت به شهر باعث افزايش مصرف آب صنايع و مردم گرديده است و همين موجب كاهش مقدار آب زاينده‌رود شده است. کاهش دبی زاینده رود، افزایش غلظت آلاینده ها را بدنبال خواهد داشت. پس براي جلوگيري از ورود آلودگيها يا كاهش آلودگيها بايد از مهاجرت افراد به اين شهر جلوگيري كرد و براي 30-20 سال آينده طوري برنامه‌ريزي شود كه گسترش صنعت و افزايش جمعيت به حداقل ممكن كاهش يابد.
< دكتر پرورش: در سرمايه‌گذاريهاي صنعتي، به قولي استان اصفهان و استان فارس صنعتي شدن را با هم شروع كردند. آنها آمدند صنعت الكترونيك را گسترش دادند و همين قدر درآمد و اشتغالزايي دارند ولي ما آمديم صنايع آلاينده آهن و فولاد را توسعه داديم و اصفهان با مشكل آلودگي هوا، آب و خاك مواجه شد.
البته بد برنامه‌ریزی کردن برای استان اصفهان به سالهای قبل از انقلاب بر می‌گردد و مدیران وقت، شرایط کلی محیطی استان را بررسی نکردند و همین امیر باعث ایجاد مشکلات بهداشتی و زیست محیطی و از جمله آلودگی زاینده رود بعنوان یک شاخۀ حیاتی زندگی مردم گردیده است. ببینید چقدر آلودگی وارد رودخانه می‌شود که اصلاً کف رودخانه را نمی‌شود دید. بعد از انقلاب نیز رشد بی رویه جمعیت، استفادۀ ناصحیح از گسترش صنعت و بدی برنامه‌ریزی در خیلی از مواقع سبب مضاعف شدن مشکلات رودخانه بی نوای زاینده رود شده است. البته طرح راهبردی و کاربردی برای 20 سال آیندۀ کشور تصویب و در حال اجراست ولی در حال حاضر معضلات باقی است. قبل از انقلاب و در ابتدا، اقداماتی باید صورت می‌گرفت که مشکلات کنونی بوجود نیاید. مضاف بر اینکه مدیران کنونی کشور و استان نیز برنامه‌ریزی صحیح و هدفمندی برای رفع معضلات آب اصفهان نداشتند، مثلاً گفته می‌شود در کنار زاینده رود به لحاظ زیبایی نباید آپارتمان سازی و آسمان خراش وجود داشته باشد. امّا این موضوع را حالا مطرح می‌کنند که این همه ساخت و ساز صورت گرفته است. قبل از ساخت و ساز ما و توسعه شهري و صنعتي بايد گفته مي‌شد كه در حاشیۀ زاینده رود تا شعاع 100 متری ساختمانهای دوطبقه و سه طبقه بیشتر ساخته نشود و فضا و منظره و حریم رودخانه از بین نرود. ساختمانها را که الآن نمي‌شود خراب کرد؛ البته حالا هم اگر جلوگیری کنیم خوب است. به عبارتی ایجاد یک مدیریت شهری ضروری است. در همه جای دنیا گسترش شهرها و اداره شهرها یک برنامه مدون مدیریت شهری دارد و معلوم است در 40 سال آینده این شهر به کجا می‌خواهد برسد، چه می‌خواهد داشته باشد، کجا فضای سبز داشته باشد، کجا فضای آموزشی باشد، کجا مردم ساکن شوند، ساختمانها چند طبقه باشد. ما این را بصورت تدوین شده نداریم و اگر هم داریم ناقص است و فقط در حدّ حرف و حدیث است و عملاً اجرا نمی‌شود؛ در نتیجه آلودگی های آب، خاک و هوا روز به روز ابعاد تازه‌ای به خود می‌گیرد.
اشاره کنم به اینکه سازمانی تحت نام عمران زاینده رود تشکیل شده است و وظیفه اش نجات زاینده رود از آلودگی است. ولی آیا واقعاً این کار انجام می‌شود؟! بالادست زاینده رود، ویلا می‌سازند مردم استراحت کنند و آلودگی را افزایش دهند! واقعاً باید دید سازمان عمران زاینده رود جزو برنامه هایش سالم سازی رودخانه زاینده رود هست یا نه؟ یعنی رودخانه را محافظت کند، بهسازی کند، از ورود فاضلابها به رودخانه جلوگیری کند و در آن صورت عمران زاینده رود است.
بعنوان جمع بندی این بحث اشاره کنم، مدیریت شهری باید ایجاد کنیم، برنامه‌ریزی و تحقیقات انجام شود و در این راستا تربیت و استفاده نیروهای تحصیل کرده، با تجربه و متعهد احساس می‌شود تا در این زمینه ها از تجربیات آنها نهایت استفاده صورت بگیرد تا مشکلات و بحران زیست محیطی فعلی کشور و خصوصاً استان اصفهان رفع شود.
< مهندس سلطانی: در تکمیل فرمایشات آقای دکتر، آنچه امروز در دنیا مطرح است توجه به پایداری اکوسیستم هاست. به عبارتی امروز در دنیا، بحث مدیریت شهری پایدار مطرح است. به این معنی که یک شهر باید با محیط اطرافش و امکانات طبیعی خودش در تعامل باشد و متناسب با ظرفیت قابل تحمل محیط، بارگذاری روی آن صورت بگیرد.
 
= بعنوان آخرین سؤال، دیدگاه و راهکارهای پیشنهادی استادان تید گروه بهداشت  دانشکده بهداشت اصفهان بعنوان مرجع رسمی بهداشت محیط، برای رفع معضلات اساسی و آلودگیهای منابع تأمین آب مردم چیست؟
< دکتر پرورش: باید در راستای حفظ آب، خاک و هوا یک مدیریت تعریف شده شهری یا مدیریت تعریف شده محیط طبیعی داشته باشیم و بر اساس آن، منابع آلاینده شناسایی شوند و با توجه به تحقیقاتی که در دنیا انجام شده است و راهکارهایی که وجود دارد از تجربیات آنها استفاده گردد. مدیریت شهری باید با دانشگاه تعامل داشته باشد و بودجه های تحقیقاتی در این خصوص در نظر گرفته شود تا با اجرای تحقیقات گسترده، محیط زیست بررسی تا هم زیست بوم از آلودگی نجات یافته و هم از ورود آلاینده ها جلوگیری و آلودگیها افزایش پیدا نکند. آنچه مسلم است میزان آلودگیها در آب و عناصر محیط زیست بیشتر می‌شود و ضروری است میزان آلودگیها را در همین حد حفظ کنیم و بیشتر از این آب، خاک و هوا آلوده نگردد و این مهم نیاز به برنامه‌ریزی و مدیریت عالمانه تر و هدفمند دارد؛ یعنی باید برخورد علمی و عالمانه با این قضایا داشت؛ همینطور سلیقه ای و فردی کاری انجام شود نتیجه مطلوب نخواهد داشت.
< دکتر شاه منصوری: از جمله کارهایی که می‌شود انجام داد، یکي حفظ شرایط موجود و برنامه‌ریزی برای کاهش آلودگیها در درازمدت است. مسئله مهمتر از آن، آموزش عامۀ مردم است. شاید در زمینه آموزشهای تخصصی کار کرده باشیم و موفق هم بوده باشیم امّا در مورد آموزشهای عامۀ مردم اقدامات کمتری انجام گرفته و بجاست این آموزشها در اولویتهای مدیریت شهری قرار گیرد.
< دکتر پورمقدس: منابع آب چه سطحی و چه زیرزمینی متعلق به نسل فعلی و نسلهای آینده است و نبایستی به گونه‌ای آلوده شود که امکان تصفیه و پاکسازی آنها وجود نداشته باشد. بنابراین بایستی از علم و تجربه استفاده کرد تا مشکلات بسیار پیچیده برای مردم استان بوجود نیاید. امیدواریم مسائل و مشکلاتی که در تهران بعنوان محیط زیست پایتخت ایرانوجود دارد، در شهرمان اصفهان این تجربه تلخ را تکرار نکنیم.
< مهندس سلطانی: آنچه را می‌شود بعنوان جمع بندی یا از نظر قانونی بيان كرد اين است كه خوشبختانه قوانین موجود، تکلیف بسیاری از ما را مشخص کرده است. مثلاً تهیه و توزیع آب بعهده شرکتهای آب و فاضلاب است (چه در نقاط شهری و چه در نقاط روستایی)؛ پیشگیری از آلودگی بعهده سازمان حفاظت محیط زیست است و نظارت مستمر بر تهیه آب شرب از سرچشمه و نقطه آبگیر تا مصرف‌کننده بعهده وزارت بهداشت و درمان است. اگر این قوانین، خوب و با ضمانت اجرائی کافی اجرا گردند مشکلات به حداقل ممکن خواهد رسید. بعلاوه در مورد منابع مصرف کننده آب از من شهروند تا مثلاً مدیر فلان کارخانه، مرکز آموزشی یا مرکز خدماتی، تکلیف همه را قانون مشخص کرده است به این معنی که منابع مهم مصرف‌کننده آب موظفند آب مصرفی خود را مطابق با استانداردهای موجود، تصفیه کنند و بعد از تصفيه، در محیط تخلیه کنند. البته در سالهای اخیر جرایمی هم برای افرادی که از این قوانین تخطی می‌کنند وضع شده که بهر حال با یک افت و خیزهایی در حال اجراست. اميدواريم که قوانین موجود اگر با استناد به واقعیتهايی تصویب شده‌اند، بتوانند به نوبه خود و با کارایی لازم اجرا شوند تا مردم هم دغدغه خاطری برای آبی که می‌خورند، هوایی که تنفس می‌کنند، غذایی که می‌خورند نداشته باشند و یا این دغدغه‌ها به حداقل ممکن برسد.
 

۳-تاثير فاضلابهاي شهري و صنعتي شهر اصفهان بر آلودگي زاينده رود /, زهرا ملکيان:http://dbase.irandoc.ac.ir/00193/00193226.htm

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 آبان1386ساعت توسط بختیار |


فرارسیدن ۴ آبان، جشن آبان گان بر تمامی ایرانیان خجسته و فرخنده باد.


در فرهنگ ايرانيان قديم و زرتشتيان امروز روز دهم آبان، آبان روز نام دارد وقتى نام روز و ماه در فرهنگ زرتشتى يکى شد، جشن برپا مى شود. دهم آبان نيز به جشن آبانگان اختصاص دارد. آبان به نام آب و فرشته آب است. اين فرشته به نام «برزيزد» نيز خوانده مى شود. در اوستا «اپم نپات» و در پهلوى «آبان» گفته مى شود. آب جمع باران است. در اوستا و پهلوى «آپ» و در سانسکريت «آپه» و در فرس هخامنشى «آپى» است. اين عنصر مانند عناصر اصلى (آتش، خاک، هوا) در آيين مقدس است و آلودن آن گناه است و براى هر يک از آنها فرشته مخصوصى تعيين شده است.

• جشن و يسنه

واژه جشن از کلمه «يسنه» اوستايى آمده و اين کلمه نيز از ريشه اوستايى مشتق شده که به معناى ستايش کردن است. بنابراين معنى واژه جشن، ستايش و پرستش است.در جشن هاى ايران باستان هميشه شادى و تفريح، با ستايش اهورا مزدا و آفرين و نيايش همراه بود. به اين معنى که پيش از آغاز برنامه اصلى جشن، با حضور شرکت کنندگان سرودهايى از اوستا و دعاى آفرينامه خوانده مى شده، سپس برنامه اصلى جشن آغاز مى گرديده. جشن هاى ايران باستان به سه دسته تقسيم مى شوند: جشن هاى ساليانه يا گهنبارها، جشن هاى ماهيانه و جشن هاى متفرقه.
جشن ها يادگارهاى درخشان پدران بيدار دل ما هستند که متاسفانه در طول تاريخ بسيارى از آنها به علت جبر زمان و تعصبات بسيار، از بين رفته و هم اکنون از آنها نمونه هايى بسيار اندک در جامعه ايرانى به چشم مى خورند. ولى اين نمونه اندک، نشانه هايى بس بزرگ هستند از انديشه بلند و طبع ظريف ايرانى، طبعى که خداوند به اين قوم ارزانى داشته است.
هدف از برگزارى جشن ها در ايران باستان ستايش پروردگار، گردهمايى مردم، سرور و شادمانى، داد و دهش و بخشش به بينوايان و زيردستان بوده است.

• آب مقدس

روز دهم آبان در تقويم زرتشتى به نام «آبان» است و اکنون در گاهشمارى جديد اين روز، ۶ روز به عقب آمده و ۴ آبان شده است. دليل اين تفاوت اين است که در گاهشمارى قديم، همه ماه هاى سال ۳۰ روز بودند و حالا که شش ماه نخست سال ۳۱ روزه است، اين روزها تغيير مى کنند.
هرودوت مى گويد: «ايرانيان در آب ادرار نمى کنند، آب دهان نمى اندازند و در آب روان دست نمى شويند.»
استرابون مى گويد: «ايرانيان در آب جارى خود را شست وشو نمى دهند، زمانى که ايرانيان به درياچه يا رود يا چشمه اى مى رسند، گودال هاى بزرگ کنده و قربانى در کنار آن مى کشند و سخت پرواى آن دارند که هرگز خون به آب نياميزد، چون اين کار سبب آلودگى آب خواهد شد.» و در جايى ديگر مى گويد: «در آن (آب) لاشه و مردار نمى اندازند و عموماً آنچه ناپاکى است در آن نمى ريزند.» کريستين سن نيز مى گويد: «ايرانيان احترام آب را بيش از هر چيز واجب مى شمرند.»
در جشن آبانگان، پارسيان به ويژه زنان در کنار رود، دريا و يا چشمه، فرشته آب را نيايش مى کنند. آبى را که اوصاف سه گانه اش (رنگ، بو و مزه) تغيير مى يافت، براى آشاميدن و شست وشو به کار نمى بردند.
بيرونى در آثار الباقيه در مورد جشن آبانگان چنين مى نويسد: «آبان روز، روز دهم آبان است و آن عيدى است که به واسطه توافق دو اسم، آبانگان مى گويند. در اين روز «زو» پسر تهماسب از سلسله پيشداديان به پادشاهى رسيد و مردم را به کندن نهرها و تعمير آنها امر کرد و در اين روز به کشورهاى هفتگانه خبر رسيد که فريدون، بيوراسب (ضحاک) را اسير کرد و خود به پادشاهى رسيده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگى خود را مالک شوند.»
همچنين درباره پيدايش جشن آبانگان روايت است که در پى جنگ هاى طولانى بين ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا کاريزها و نهرها را ويران کنند. پس از پايان جنگ پسر تهماسب که «زو» نام داشت دستور داد تا کاريزها و نهرها را لايروبى کنند و پس از لايروبى، آب در کاريزها روان گرديد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند. در روايت ديگرى آمده است که پس از هشت سال خشکسالى، در ماه آبان باران آغاز به باريدن کرد و از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد.
زرتشتيان در اين روز همانند ساير جشن ها به آدريان ها مى روند و پس از آن به کنار جوى ها و نهرها مى روند و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا) که توسط موبد خوانده مى شود، اهورا مزدا را ستايش کرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را مى نمايند و پس از آن به شادى مى پردازند.
در اوستا «آبان» فرشته اى است که به عنوان فرزند آب ها معرفى شده است. اين اوست که آب ها را پخش مى کند (يشت ،۸ بند ۳۴) او نيرومند و بلند قامت است و داراى اسب تندرو. او مانند هرمزد مهر، لقب اهوره (= سرور) دارد و مانند امشاسپندان درخشان است. در وداها نام او به صورت «اپام نپات» ظاهر مى شود که خداى آب ها است.
در فقره يک و دو، گرده ،۸ هفتمين يشت بزرگ مى گويد: «به سرچشمه آب درود مى فرستيم، به گذرهاى آب درود مى فرستيم، به کوه هايى که از بالاى آنها آب جارى است درود مى فرستيم، به درياچه ها و استخرها درود مى فرستيم.»
در يسنا ۶۵ فقره ،۱۰ اهورا مزدا به پيامبرش مى گويد: «نخست به آب روى آور و حاجت خويش را از آن بخواه.» احترام به آب امروز نيز در کشور کم آب ما مشهود است. در ميان مردم مايع روشنى است و اگر ناخواسته آبى به روى کسى پاشيده شود، مى گويند آب روشنايى است يا اين که پشت سر مسافر آب مى پاشند تا سفرش بى خطر انجام گيرد و زود بازگردد و اين اعتقاد که آب ناخواسته و يا نطلبيده، مراد است همه نشان از احترام و ارزشى است که مردم ايران نسبت به اين مايع حيات بخش قائل هستند. در اينجا، چون صحبت از آب و عظمت آن آمد، بهتر است اناهيتا ايزدبانوى آب ها نيز معرفى شود.

• آناهيتا

ناهيد، اناهيد (اردويسور اناهيتا) ايزدبانوى با شخصيتى بسيار برجسته است که قدمت ستايش او به قبل از زرتشت مى رسد. «اردوى» به معناى رطوبت که در دو بخش «آن» که حرف نفى است و «هيت» به معناى آلوده و ناپاک، به مفهوم آب هاى پاک و نيرومند معرفى مى شود. اين ايزدبانو در کتيبه اردشير دوم هخامنشى و در بسيارى از سنت ها، به صورت خلاصه شده «آناهيتا» در مى آيد و در اواخر دوره هخامنشى در کتيبه هاى پادشاهان اردشير دوم و سوم در کنار هرمزد و مهر، ذکر مى شود. بنابراين پدر و مادر آب ها مى شود و از اپم پنات پيشى مى گيرد.
اناهيتا در آبان شيت اوستا، زنى است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زيبا چهره با بازوانى سپيد و اندامى برازنده، کمربند تنگ به ميان بسته، به جواهر آراسته با طوقى زرين برگردن و گوشواره چهارگوش در گوش، کفش هايى درخشان به پا، با بالا پوشى زرين و پرچين. اين ايزدبانو با صفات نيرومندى، زيبايى و خردمندى به صورت الهه عشق و بارورى در مى آيد، زيرا چشمه حيات از وجود او مى جوشد و بدين گونه «مادر خدا» نيز مى شود و همتاى ايرانى آفروديت (الهه عشق و زيبايى در يونان) و ايشتر (الهه بابلى) به شمار مى آيد. اناهيتا گردونه اى دارد با ۴ اسب سفيد. اسب هاى گردونه او ايزد ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترين طبقه آسمان جاى گزيده است. او نطفه مردان را پاک مى کند و زهدان زنان را براى زايش آماده مى کند. او خداى محبوبى بود که بسيارى را به خود جلب کرد و امروز هم در هندوستان پيروانى دارد.

• قسمت هايى از اردويسور نيايش يا آبزور

درود و ستايش و توانايى و زور و آفرين باد به اهورا مزداى فروغمند با شکوه و به امشاسپندان، به آب هاى خوب مزدا داده، به آب اردويسور اناهيتاى پاک، به همه آب هاى مزدا داده، به همه گياهان مزدا داده، به همه ستودگان مادى و مينوى و به فروهرهاى پاکان و راستان که پيروز و پرتوان هستند.
مى ستايم آب اردويسور اناهيتا را که در همه جا گسترده است و تندرستى بخش است و بدانديشان را دشمن است و اهورايى کيش است و در خور ستايش و نيايش در جهان مادى. آن پاکى که جان افزاست، پاکى که فزاينده گله و رمه است، پاکى که گيتى افزاست، پاکى که خواسته افزاست.
اردويسور اناهيتا که داراى هزارها درياچه و هزارها نهر است که هر يک از اين درياچه و نهرها به اندازه چهل روز راه هست براى کسى که با اسب راهوارى براند.
آب ما، از آن بدانديش نيست، از آن بدگو نيست، از آن بدکردار نيست، از آن بدبين نيست، از آن کسى که دوست را بيازارد نيست، از آن کسى که همراهان را بيازارد نيست، از آن کسى که کارکن را بيازارد نيست، از آن کسى که خويشان را بيازارد نيست.
اى آب ستوده، به من بزرگ ترين دارش ها (نعمت ها)، تن درست و اندام درست ارزانى دار. اى آب ستوده، به من خواسته فراوان ببخش، گله و رمه گوناگون و فرزندان دلير همان گونه که پيش از من به کسانى که از تو خواستند، بخشيدى.
با آرزوى اين که تمامى ما ايرانيان، گذشته خود را بشناسيم و تا جايى که توان داريم جشن هاى کهن خود را زنده کنيم و به احترام آب هاى تمام دنيا که پاک است و پاک کننده، به آن ارج نهيم و در حفاظت و پاک نگه داشتن آن بکوشيم.
www.amordad.ne

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 آبان1386ساعت توسط بختیار |


شوش (سوزا) شهری باستانی واقع در یکصد و پنجاه کیلومتری شرق رود دجله در استان خوزستان از دوران امپراتوری ایلامیان، پارسها، و پارتها است.علاوه بر یک شهر باستانی، به سبب اخلاص مسلمانان شیعه و یهودیان ایران به حضرت دانیال، شوش یک دهکدهٔ مسکونی است.

شوش یکی از قدیمیترین سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقه است، احتمالاً به سال ۴۰۰۰ پیش از میلاد پایه گذاری شده، با وجود اینکه نخستین آثار یک دهکدهٔ مسکونی در آن مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد هستند.

شهر باستانی شوش روزگاری مرکز برخورد دو تمدن مهم بوده، که هریک به سهم خود در دیگری تأثیر داشته است، یکی تمدن جلگه میانرودان ودیگری تمدن خود فلات ایران. قرار گرفتن این منطقه در شمال خلیج فارس و نیز همسایگی با میانرودان در پیدایش این وضع ویژه تأثیر بسیاری داشته است.

شوش در دوره هخامنشیان شکوه گذشته خویش را باز یافته وچهار راه شرق وغرب گردید. با توجه به اهمیت و موقعیت جغرافیایی و سیاسی خاص شوش بود که راههای بسیاری و به ویژه راه بزرگ موسوم به «راه شاهی» ارتباط این شهر را به نقاط گوناگون جهان برقرار کرد.

جاده شاهی که در دوره هخامنشیان و به دستور داریوش بزرگ ساخته شد، شهر شوش، پایتخت سیاسی دولت هخامنشیان را به پاسارگاد، تخت جمشید و دیگر شهرهای امپراتوری، از جمله شهر نامی سارد پایتخت کشور لیدی پیوند می‌‌داد.

می‌توان گفت اداره سرزمین پهناور ایران وحفظ امنیت آن و انتقال سریع یگان‌های نظامی و گسترش بازرگانی و ترابری و تسهیل در امر مسافرت از مهم‌ترین عوامل ساخت و گسترش شبکه راه‌ها در این دوره بوده است .

از سوی دیگر ایجاد راهها و برقراری امنیت و تسهیل و بازرگانی، خود موجب پیوند و آشنایی ملتهای گوناگون گردید که این امر مایه انتقال فرهنگ‌ها و باورهای گونه‌گون گردید وبسیاری از نظرات فلسفی و باورهای دینی از این راه میان ملتها مبادله شد. بر طبق تاریخ فتح الفتوح و همچنین تاریخ طبری ، اعراب به هنگام فتح شهر شوش بیشتر از 30 هزار نفر را به قتل رساندند و تعداد 20 هزار گاو - اسب ،زن و دختر را به غنیمت بردند این شهر تا قرنها بعد از رونق افتاد.

امروزه شهر شوش در شمال استان خوزستان از یادمان‌های تاریخی کهن؛ دیگر آن شکوه و اهمیت دیرین خود را دارا نیست. نامهایی مانند سوس - شوشا- سوسه - سویس و سویز که در بعضی مناطق شمال آفریقا وجود دارد نیز مرتبط با نام شهر شوش است مهاجران ایرانی و عرب که از این منطقه به شمال آفریقا مهاجرت کرده اند این نامها را در دوره اسلامی رایج نموده اند شهر شوش در دوره قبل از اسلام شهرت بین النبرد خونین آشور بانیپال بر ضد شوش در این نقش برجسته ثبت گردیده است، که غارت شهر شوش را در ۶۴۷ پیش از میلاد نشان می‌دهد. در اینجا آتش از شهر زبانه میکشد، در حالی که سربازان آشوری شهر را با کلنگ و دیلم واژگون می‌کنند و غنایم را به خارج از شهر حمل می‌کننمللی داشته و به همان اندازه شهرت داشته که بابلیون ، کلده ، لیدی ، نیل و لیبیه و ..

تصویر روبرو نقش برجسته ی آشوری است که نبرد خونین آشور بانیپال را با شهر شوش در ۶۴۷ پیش از میلاد نشان می دهند . در این تصویر آتش از شهر زبانه می کشد و سربازان آشوری شهر را ویران می کنند و غنایم را با خود می برند .

+ نوشته شده در سه شنبه 1 آبان1386ساعت توسط بختیار |