|
در كشفيات غرب لرستان بدست آمد: | |
|
انگشتري منحصر به فرد با نقش فروهر | |
|
| |
|
| |
|
| |
|
سرپرست كاوش غرب لرستان از كشف 150 قلم شي مفرغي در محوطهاي در غرب اين شهر خبرداد. "عطا حسنپور" در گفتگوي اختصاصي با ميراث آريا (chtn) با بيان اين مطلب گفت: اين اشيا كه شامل انواع مهرها، سرپيكانهاي آهني، كاسهها، پلاكها و آويزهاي مفرغي، اشياي تزئيني و آئيني، كاسهها، انگشترها و دستبندهاي مفرغي، خنجر، سرپيكان، كارد و... بوده است. وي افزود: انواع و اشكال مختلف سفالهاي "ژانر" از طول حفاري بدست آمد. لازم به ذكر است كه به گونهاي از سفالهاي لرستان ژانر گويند. باستان شناس و سرپرست كاوش غرب لرستان خاطرنشان كرد: از باقي تخريبهايي كه توسط مردم انجام شده، يك گورخمره باستاني نيمه سالم بدست آمد كه به عصرآهن تعلق دارد. همچنين اشياي كشف شده از خاكهاي مضطرب اطراف اين گورخمره كه توسط مردم زير و رو شده بود، بدست آمد. حسن پور از كشف انگشتري منحصر به فرد در بين اين اشيا خبر داد و به ميراث گفت: به جرأت ميتوان گفت كه اين انگشتر در كشور و حتي جهان كم نظير است. يكي از خصوصيات منحصر به فرد اين انگشتر اين است كه به جاي نگين نقش يك فروهر به صورت كنده شده، بر روي آن حك شده است. اين انگشتر مفرغي به شيوه يك پارچه قالب ريزي شده بود. سرپرست كاوش در محوطه غرب لرستان ادامه داد: قطر اين انگشتر 5/2 سانتي متر است. تصوير فروهر، يك كلاه (دولت) مادي بر سر دارد، همچنين يك باشلوق مادي، سر، گردن و نيمي از بالاتنه اين فروهر را برگرفته و پوشش داده است. فروهر با ريش بلند، به سمت چپ، از درون قوس خورشيد بيرون آمده و در دو طرف اين دو قوس خورشيد، دو بال برآمده و بر افراشته به تصوير درآمده است. پاهاي اين فروهر به حالت حركت ديده ميشود. حسن پور به chtn گفت: اين اشيا درحال حاضر در گنجينه قلعه فلك الافلاك نگهداري ميشود و قدمت آنها به دوره ماد ميرسد، اما هنوز در دست مطالعه است. | |
"علي سجادي" مسئول پايگاه ميراث فرهنگي قلعه فلكالافلاك با بيان اين مطلب به ميراث آريا(CHTN) گفت: از سوي پژوهشكده باستانشناسي به پايگاه پيشنهاد تهيه پرونده دره خرم آباد با عنوان "دره لر" براي ثبت در فهرست آثار جهاني شده است.
وي افزود: دره خرم آباد درهاي بينظير است كه شهر فعلي خرم آباد در آن قرار و بين 30 تا 40 كيلومتر طول دارد. اين دره از نظر پايگاه صد در صد ارزش ثبت در فهرست آثار جهاني را دارد.
مسئول پايگاه ميراث فرهنگي قلعه فلكالافلاك در مورد ويژگيهاي اين دره تاريخي خاطرنشان كرد: در اين دره قديميترين استقرار مربوط به دوران پيش از تاريخ بوده و 150 سايت باستاني شناسايي شده است. همچنين استمرار استقرار انسان را تا عصر حاضر در اين منطقه شاهد هستيم.
سجادي ادامه داد: از ديگر ويژگيهاي اين دره مناظر طبيعي آن كه شامل كوه و درياچه كيو، 11 چشمه دائمي آب است كه اين عوامل خود بستر مناسبي را براي زيست فراهم و توجه انسان را در طول قرنها به خود جلب ميكند.
وي در مورد بررسيهاي باستانشناسي در اين حوزه به ميراث آريا گفت: اين دره توسط هيأتهاي خارجي مورد كاوش قرار گرفته، و چندي پيش نيز توسط "مهدي رهبر" اين منطقه كاوش شده است.
لازم به ذكر است كه پايگاه ميراث فرهنگي قلعه فلكالافلاك مدارك اوليه را براي ثبت اين پرونده در فهرست آثار جهاني تهيه ميكند و جمعآوري مدارك كاملتر نيز بايد توسط مشاور صورت بگيرد.
سلام ای از تبار خستۀ من!
پرستوی اسیر سنگ و آهن!
قرار ما و باران،روز جمعه
به یاد بی قراری های بهمن
پاس می داریم خوی نیکِ نیاکان خویش را در گِردْآمدی بِشْکوه در نخستین سالگرد بُغضْ برانگیزِ اسطورۀ آواز،نازنینْ کَبکِ زیبایِ زَردِه و تاراز
استاد بهمن علاءالدین(مسعود بختیاری)
جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶ ساعت ۱۳ تا ۱۵در بر امانتگاهِ پیکرِ استاد در امامزاده طاهر کرج و از ساعت ۱۶ تا ۲۰ در تالار شهیدان نژادفلاح شورای شهر کرج
برگزار کنندگان؛
ستاد بزرگداشت و موسسه فرهنگی،هنری خانه بهمن علاءالدین
شورای اسلامی شهر کرج
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرج
معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری کرج
اگه کمی به اطراف دقت کنید می بینید که آب تنها موحبت طبیعت است که به تمام معنی برای هر انسانی مقدس محسوب می شه - انسان ها هم از لحاظ کلی در طول حیات بشر و هم در ثانیه ثانیه زندگی فردی به آب وابسته هستند و هیچ چیز در دنیا این خاصیت آب را نداره از طرفی آب بیشتر از هر چیز دیگر در مورد ظلم قرار می گیره به همین خاطر تصمیم گرفتیم که آلودگی آب را بررسی کنیم اونهم زاینده رود که از سرزمین های بختیاری سر چشمه می گیره اما همین آب ژاک وقتی به باتلاق گاو خونی می رسه تبدیل می شه به لجن :
دکتر سروش مدبری در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: مشاورینی جهت انجام مطالعات و بررسی وضعیت آلودگی رودخانه های کشور انتخاب میشوند که از سوی سازمان مدیریت یا مراجع دانشگاهی صلاحیت آنها تایید شده باشد.
وی تصریح کرد: با توجه به اینکه هنوز مطالعاتی جامع در ارتباط با آلودگی رودخانه ها انجام نشده است از میزان دقیق آلودگی رودخانه ها و آبهای زیر زمینی بی اطلاع هستیم.
مدیر کل دفتر بررسی آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست در ارتباط با آلودگی رودخانه زاینده رود اصفهان گفت: بررسی اولیه حاکی از وجود آلودگی در این رودخانه است اما میزان دقیق آن مشخص نیست.
وی خاطر نشان کرد: با توجه به اینکه سد زاینده رود علاوه بر اصفهان منبع آب شرب ساکنین شهرهای اطراف اصفهان نیز محسوب میشود بنابراین وجود آلودگی در این آب می تواند تهدیدی جدی برای سلامت مردم باشد بنابراین بنا داریم بررسی میزان آلودگی این رودخانه را در اولویت قرار دهیم.
۲-
۳-تاثير فاضلابهاي شهري و صنعتي شهر اصفهان بر آلودگي زاينده رود /, زهرا ملکيان:http://dbase.irandoc.ac.ir/00193/00193226.htm
فرارسیدن ۴ آبان، جشن آبان گان بر تمامی ایرانیان خجسته و فرخنده باد.
در فرهنگ ايرانيان قديم و زرتشتيان امروز روز دهم آبان، آبان روز نام دارد وقتى نام روز و ماه در فرهنگ زرتشتى يکى شد، جشن برپا مى شود. دهم آبان نيز به جشن آبانگان اختصاص دارد. آبان به نام آب و فرشته آب است. اين فرشته به نام «برزيزد» نيز خوانده مى شود. در اوستا «اپم نپات» و در پهلوى «آبان» گفته مى شود. آب جمع باران است. در اوستا و پهلوى «آپ» و در سانسکريت «آپه» و در فرس هخامنشى «آپى» است. اين عنصر مانند عناصر اصلى (آتش، خاک، هوا) در آيين مقدس است و آلودن آن گناه است و براى هر يک از آنها فرشته مخصوصى تعيين شده است.
• جشن و يسنه
واژه جشن از کلمه «يسنه» اوستايى آمده و اين کلمه نيز از ريشه اوستايى مشتق شده که به معناى ستايش کردن است. بنابراين معنى واژه جشن، ستايش و پرستش است.در جشن هاى ايران باستان هميشه شادى و تفريح، با ستايش اهورا مزدا و آفرين و نيايش همراه بود. به اين معنى که پيش از آغاز برنامه اصلى جشن، با حضور شرکت کنندگان سرودهايى از اوستا و دعاى آفرينامه خوانده مى شده، سپس برنامه اصلى جشن آغاز مى گرديده. جشن هاى ايران باستان به سه دسته تقسيم مى شوند: جشن هاى ساليانه يا گهنبارها، جشن هاى ماهيانه و جشن هاى متفرقه.
جشن ها يادگارهاى درخشان پدران بيدار دل ما هستند که متاسفانه در طول تاريخ بسيارى از آنها به علت جبر زمان و تعصبات بسيار، از بين رفته و هم اکنون از آنها نمونه هايى بسيار اندک در جامعه ايرانى به چشم مى خورند. ولى اين نمونه اندک، نشانه هايى بس بزرگ هستند از انديشه بلند و طبع ظريف ايرانى، طبعى که خداوند به اين قوم ارزانى داشته است.
هدف از برگزارى جشن ها در ايران باستان ستايش پروردگار، گردهمايى مردم، سرور و شادمانى، داد و دهش و بخشش به بينوايان و زيردستان بوده است.
• آب مقدس
روز دهم آبان در تقويم زرتشتى به نام «آبان» است و اکنون در گاهشمارى جديد اين روز، ۶ روز به عقب آمده و ۴ آبان شده است. دليل اين تفاوت اين است که در گاهشمارى قديم، همه ماه هاى سال ۳۰ روز بودند و حالا که شش ماه نخست سال ۳۱ روزه است، اين روزها تغيير مى کنند.
هرودوت مى گويد: «ايرانيان در آب ادرار نمى کنند، آب دهان نمى اندازند و در آب روان دست نمى شويند.»
استرابون مى گويد: «ايرانيان در آب جارى خود را شست وشو نمى دهند، زمانى که ايرانيان به درياچه يا رود يا چشمه اى مى رسند، گودال هاى بزرگ کنده و قربانى در کنار آن مى کشند و سخت پرواى آن دارند که هرگز خون به آب نياميزد، چون اين کار سبب آلودگى آب خواهد شد.» و در جايى ديگر مى گويد: «در آن (آب) لاشه و مردار نمى اندازند و عموماً آنچه ناپاکى است در آن نمى ريزند.» کريستين سن نيز مى گويد: «ايرانيان احترام آب را بيش از هر چيز واجب مى شمرند.»
در جشن آبانگان، پارسيان به ويژه زنان در کنار رود، دريا و يا چشمه، فرشته آب را نيايش مى کنند. آبى را که اوصاف سه گانه اش (رنگ، بو و مزه) تغيير مى يافت، براى آشاميدن و شست وشو به کار نمى بردند.
بيرونى در آثار الباقيه در مورد جشن آبانگان چنين مى نويسد: «آبان روز، روز دهم آبان است و آن عيدى است که به واسطه توافق دو اسم، آبانگان مى گويند. در اين روز «زو» پسر تهماسب از سلسله پيشداديان به پادشاهى رسيد و مردم را به کندن نهرها و تعمير آنها امر کرد و در اين روز به کشورهاى هفتگانه خبر رسيد که فريدون، بيوراسب (ضحاک) را اسير کرد و خود به پادشاهى رسيده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگى خود را مالک شوند.»
همچنين درباره پيدايش جشن آبانگان روايت است که در پى جنگ هاى طولانى بين ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا کاريزها و نهرها را ويران کنند. پس از پايان جنگ پسر تهماسب که «زو» نام داشت دستور داد تا کاريزها و نهرها را لايروبى کنند و پس از لايروبى، آب در کاريزها روان گرديد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند. در روايت ديگرى آمده است که پس از هشت سال خشکسالى، در ماه آبان باران آغاز به باريدن کرد و از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد.
زرتشتيان در اين روز همانند ساير جشن ها به آدريان ها مى روند و پس از آن به کنار جوى ها و نهرها مى روند و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا) که توسط موبد خوانده مى شود، اهورا مزدا را ستايش کرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را مى نمايند و پس از آن به شادى مى پردازند.
در اوستا «آبان» فرشته اى است که به عنوان فرزند آب ها معرفى شده است. اين اوست که آب ها را پخش مى کند (يشت ،۸ بند ۳۴) او نيرومند و بلند قامت است و داراى اسب تندرو. او مانند هرمزد مهر، لقب اهوره (= سرور) دارد و مانند امشاسپندان درخشان است. در وداها نام او به صورت «اپام نپات» ظاهر مى شود که خداى آب ها است.
در فقره يک و دو، گرده ،۸ هفتمين يشت بزرگ مى گويد: «به سرچشمه آب درود مى فرستيم، به گذرهاى آب درود مى فرستيم، به کوه هايى که از بالاى آنها آب جارى است درود مى فرستيم، به درياچه ها و استخرها درود مى فرستيم.»
در يسنا ۶۵ فقره ،۱۰ اهورا مزدا به پيامبرش مى گويد: «نخست به آب روى آور و حاجت خويش را از آن بخواه.» احترام به آب امروز نيز در کشور کم آب ما مشهود است. در ميان مردم مايع روشنى است و اگر ناخواسته آبى به روى کسى پاشيده شود، مى گويند آب روشنايى است يا اين که پشت سر مسافر آب مى پاشند تا سفرش بى خطر انجام گيرد و زود بازگردد و اين اعتقاد که آب ناخواسته و يا نطلبيده، مراد است همه نشان از احترام و ارزشى است که مردم ايران نسبت به اين مايع حيات بخش قائل هستند. در اينجا، چون صحبت از آب و عظمت آن آمد، بهتر است اناهيتا ايزدبانوى آب ها نيز معرفى شود.
• آناهيتا
ناهيد، اناهيد (اردويسور اناهيتا) ايزدبانوى با شخصيتى بسيار برجسته است که قدمت ستايش او به قبل از زرتشت مى رسد. «اردوى» به معناى رطوبت که در دو بخش «آن» که حرف نفى است و «هيت» به معناى آلوده و ناپاک، به مفهوم آب هاى پاک و نيرومند معرفى مى شود. اين ايزدبانو در کتيبه اردشير دوم هخامنشى و در بسيارى از سنت ها، به صورت خلاصه شده «آناهيتا» در مى آيد و در اواخر دوره هخامنشى در کتيبه هاى پادشاهان اردشير دوم و سوم در کنار هرمزد و مهر، ذکر مى شود. بنابراين پدر و مادر آب ها مى شود و از اپم پنات پيشى مى گيرد.
اناهيتا در آبان شيت اوستا، زنى است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زيبا چهره با بازوانى سپيد و اندامى برازنده، کمربند تنگ به ميان بسته، به جواهر آراسته با طوقى زرين برگردن و گوشواره چهارگوش در گوش، کفش هايى درخشان به پا، با بالا پوشى زرين و پرچين. اين ايزدبانو با صفات نيرومندى، زيبايى و خردمندى به صورت الهه عشق و بارورى در مى آيد، زيرا چشمه حيات از وجود او مى جوشد و بدين گونه «مادر خدا» نيز مى شود و همتاى ايرانى آفروديت (الهه عشق و زيبايى در يونان) و ايشتر (الهه بابلى) به شمار مى آيد. اناهيتا گردونه اى دارد با ۴ اسب سفيد. اسب هاى گردونه او ايزد ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترين طبقه آسمان جاى گزيده است. او نطفه مردان را پاک مى کند و زهدان زنان را براى زايش آماده مى کند. او خداى محبوبى بود که بسيارى را به خود جلب کرد و امروز هم در هندوستان پيروانى دارد.
• قسمت هايى از اردويسور نيايش يا آبزور
درود و ستايش و توانايى و زور و آفرين باد به اهورا مزداى فروغمند با شکوه و به امشاسپندان، به آب هاى خوب مزدا داده، به آب اردويسور اناهيتاى پاک، به همه آب هاى مزدا داده، به همه گياهان مزدا داده، به همه ستودگان مادى و مينوى و به فروهرهاى پاکان و راستان که پيروز و پرتوان هستند.
مى ستايم آب اردويسور اناهيتا را که در همه جا گسترده است و تندرستى بخش است و بدانديشان را دشمن است و اهورايى کيش است و در خور ستايش و نيايش در جهان مادى. آن پاکى که جان افزاست، پاکى که فزاينده گله و رمه است، پاکى که گيتى افزاست، پاکى که خواسته افزاست.
اردويسور اناهيتا که داراى هزارها درياچه و هزارها نهر است که هر يک از اين درياچه و نهرها به اندازه چهل روز راه هست براى کسى که با اسب راهوارى براند.
آب ما، از آن بدانديش نيست، از آن بدگو نيست، از آن بدکردار نيست، از آن بدبين نيست، از آن کسى که دوست را بيازارد نيست، از آن کسى که همراهان را بيازارد نيست، از آن کسى که کارکن را بيازارد نيست، از آن کسى که خويشان را بيازارد نيست.
اى آب ستوده، به من بزرگ ترين دارش ها (نعمت ها)، تن درست و اندام درست ارزانى دار. اى آب ستوده، به من خواسته فراوان ببخش، گله و رمه گوناگون و فرزندان دلير همان گونه که پيش از من به کسانى که از تو خواستند، بخشيدى.
با آرزوى اين که تمامى ما ايرانيان، گذشته خود را بشناسيم و تا جايى که توان داريم جشن هاى کهن خود را زنده کنيم و به احترام آب هاى تمام دنيا که پاک است و پاک کننده، به آن ارج نهيم و در حفاظت و پاک نگه داشتن آن بکوشيم.
www.amordad.ne
شوش (سوزا) شهری باستانی واقع در یکصد و پنجاه کیلومتری شرق رود دجله در استان خوزستان از دوران امپراتوری ایلامیان، پارسها، و پارتها است.علاوه بر یک شهر باستانی، به سبب اخلاص مسلمانان شیعه و یهودیان ایران به حضرت دانیال، شوش یک دهکدهٔ مسکونی است.
شوش یکی از قدیمیترین سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقه است، احتمالاً به سال ۴۰۰۰ پیش از میلاد پایه گذاری شده، با وجود اینکه نخستین آثار یک دهکدهٔ مسکونی در آن مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد هستند.
شهر باستانی شوش روزگاری مرکز برخورد دو تمدن مهم بوده، که هریک به سهم خود در دیگری تأثیر داشته است، یکی تمدن جلگه میانرودان ودیگری تمدن خود فلات ایران. قرار گرفتن این منطقه در شمال خلیج فارس و نیز همسایگی با میانرودان در پیدایش این وضع ویژه تأثیر بسیاری داشته است.
شوش در دوره هخامنشیان شکوه گذشته خویش را باز یافته وچهار راه شرق وغرب گردید. با توجه به اهمیت و موقعیت جغرافیایی و سیاسی خاص شوش بود که راههای بسیاری و به ویژه راه بزرگ موسوم به «راه شاهی» ارتباط این شهر را به نقاط گوناگون جهان برقرار کرد.
جاده شاهی که در دوره هخامنشیان و به دستور داریوش بزرگ ساخته شد، شهر شوش، پایتخت سیاسی دولت هخامنشیان را به پاسارگاد، تخت جمشید و دیگر شهرهای امپراتوری، از جمله شهر نامی سارد پایتخت کشور لیدی پیوند میداد.
میتوان گفت اداره سرزمین پهناور ایران وحفظ امنیت آن و انتقال سریع یگانهای نظامی و گسترش بازرگانی و ترابری و تسهیل در امر مسافرت از مهمترین عوامل ساخت و گسترش شبکه راهها در این دوره بوده است .
از سوی دیگر ایجاد راهها و برقراری امنیت و تسهیل و بازرگانی، خود موجب پیوند و آشنایی ملتهای گوناگون گردید که این امر مایه انتقال فرهنگها و باورهای گونهگون گردید وبسیاری از نظرات فلسفی و باورهای دینی از این راه میان ملتها مبادله شد. بر طبق تاریخ فتح الفتوح و همچنین تاریخ طبری ، اعراب به هنگام فتح شهر شوش بیشتر از 30 هزار نفر را به قتل رساندند و تعداد 20 هزار گاو - اسب ،زن و دختر را به غنیمت بردند این شهر تا قرنها بعد از رونق افتاد.
امروزه شهر شوش در شمال استان خوزستان از یادمانهای تاریخی کهن؛ دیگر آن شکوه و اهمیت دیرین خود را دارا نیست. نامهایی مانند سوس - شوشا- سوسه - سویس و سویز که در بعضی مناطق شمال آفریقا وجود دارد نیز مرتبط با نام شهر شوش است مهاجران ایرانی و عرب که از این منطقه به شمال آفریقا مهاجرت کرده اند این نامها را در دوره اسلامی رایج نموده اند شهر شوش در دوره قبل از اسلام شهرت بین ال
مللی داشته و به همان اندازه شهرت داشته که بابلیون ، کلده ، لیدی ، نیل و لیبیه و ..
تصویر روبرو نقش برجسته ی آشوری است که نبرد خونین آشور بانیپال را با شهر شوش در ۶۴۷ پیش از میلاد نشان می دهند . در این تصویر آتش از شهر زبانه می کشد و سربازان آشوری شهر را ویران می کنند و غنایم را با خود می برند .
